آتش‌بس یکجانبه دولت، آتش‌باری یکجانبه طالبان


مقام‌های محلی بادغیس تایید می‌کنند که طالبان شب گذشته به دو ولسوالی آب‌کمری و بالامرغاب این ولایت حمله کردند.
 
جمشید شهابی؛ سخنگوی والی بادغیس گفت در حمله طالبان به پاسگاه‌های ولسوالی بالامرغاب دست‌ کم ۲۹ سرباز ارتش شهید شدند.
 
وزارت دفاع نیز شهادت ۱۳ سرباز ارتش را در این حمله تایید می‌کند.
 
عبدالعزیز بیگ؛ رئیس شورای ولایتی بادغیس می‌ گوید که در ولسوالی بالامرغاب ۳۰ سرباز ارتش شهید شدند.
 
به گفته او، در ولسوالی آب‌ کمری نیز از نیروهای دولتی یک نفر کشته و چهار نفر زخمی شدند.
 
این در حالی است که دولت از ۲۷ رمضان تا پنجم عید فطر در جنگ با طالبان آتش بس اعلام کرده بود و دوباره آن را برای ده آنلاین دیگر تمدید کرد. طالبان اما تنها برای سه آنلاین عید آتش بس اعلام کرد و پس از پایان آن حملاتش را از سر گرفت.
 
اعلام آتش بس یکجانبه و زودهنگام اشرف غنی با طالبان در همان ابتدا اعتراض ها و انتقادهای گسترده ای را برانگیخت. بسیاری از آگاهان در همان زمان، نسبت به تبعات و پیامدهای ویرانگر و زیانبار آن برای امنیت افغانستان، نیروهای امنیتی، روند صلح و اقتدار ملی در برابر تروریست ها و دشمنان مردم افغانستان، هشدار دادند و مبانی عقلانی این تصمیم را عمیقا زیر سؤال بردند.
 
پس از اعلام آتش بس سه آنلاینه طالبان به مناسبت عید فطر اما اندکی فضا تلطیف گردید و از حجم فشار انتقادهای شدید علیه تصمیم اشرف غنی، کاسته شد؛ اگرچه طالبان، هم پیش از آغاز آتش بس و هم پس از آن، بارها به تصریح اعلام کردند که این آتش بس نه برای «خوشنودی دولت» که برای شادی مردم در ایام عید اعلام شده است. آنها برای آنکه اهمیت اقدام اشرف غنی را زیر سؤال ببرند و از اعتبار آن بکاهند، با اعلام تصمیم خود برای رعایت آتش بس سه آنلاینه، هیچ اشاره ای به آتش بس دولت نکردند؛ ضمن آنکه مدت آتش بس طالبان نیز در مقایسه با دولت، بسیار محدود بود و این خود نوعی بی اعتنایی به تصمیم دولت از سوی طالبان محسوب می شد که از نظر سیاسی، آن گروه را در موضع قدرت نشان می داد و دولت را در موضع ضعف و ذلت.
 
فرای پیامدهای سیاسی و تبلیغاتی و نمادین این دو تصمیم، در عرصه امنیت و وضعیت میدان های نبرد هم این طالبان بودند که با استفاده بی رحمانه از آتش بس طولانی و یکجانبه اشرف غنی، فاجعه بارترین تلفات را بر نیروهای امنیتی تحمیل کردند؛ آنهم در شرایطی که نیروهای امنیتی به فرمان اشرف غنی، حق استفاده از قدرت حمله و تهاجم متقابل را نداشتند و همواره در موضع دفاع به سر می بردند.
 
علیرغم این امر اما اشرف غنی پس از پایان میعاد آتش بس ۸ آنلاینه خود با طالبان، بار دیگر به مدت ۱۰ آنلاین آن را تمدید کرد و این در حالی است که طالبان به کشتار بی رحمانه نیروهای امنیتی و سربازان پولیس و ارتش در سراسر کشور، همچنان ادامه می دهند.
 
بادغیس تنها یکی از نمونه های پیامد مرگبار و ویرانگر آتش بس یکجانبه اشرف غنی برای امنیت افغانستان و وضعیت نیروهای امنیتی است.
 
این نشان می دهد که تمدید مکرر و پی در پی آتش بس یکجانبه اشرف غنی با طالبان، بر پایه هیچ منطق و منفعت حساب شده ای استوار نیست و صرفا ناشی از یک خوش بینی ساده لوحانه و امید کاذب برای صلح است که مستقیما از عرق و عصبیت قومی اشرف غنی و اطرافیان او نسبت به طالبان به وجود آمده است.
 
در این میان، این نیروهای امنیتی افغانستان هستند که گروه گروه به قربانگاه صلح توهم آمیز اشرف غنی با ملا هبت الله فرستاده می شوند و هیچکس در قبال این پرسش، احساس مسؤولیت نمی کند که چرا با تمدید آتش بس یکجانبه، به تروریست های طالبان، امکان داده اید که به جنگ و کشتار یکجانبه خود در برابر نیروهای امنیتی ادامه دهند و در مقیاس ۶۰ – ۷۰ نفری از آنها قربانی بگیرند؟
 
فرمانده کل قوای مسلح چرا نباید در برابر هدر دادن خون سربازان وطن، احساس وظیفه کند؟
 
چقدر جوان رشید این سرزمین باید در مقدم ملا هبت الله و سایر رهبران گروه تروریستی طالبان و شبکه حقانی، سلاخی شوند تا نهال نحیف صلح اشرف غنی از خون آنان، آبیاری شود و بار و بر بگیرد؟
 
عبدالمتین فرهمند – وستر