از مسعود تا جرأت؛ مشاورانی که برکنار شدند


از مسعود تا جرأت؛ مشاورانی که برکنار شدند

اشرف غنی، دین‌محمد جرأت؛ مشاور ارشد رئیس وستری و معاون دفتر شورای امنیت ملی افغانستان را برکنار کرد.

آقای جرأت، رهبر “روند حفاظت از ارزش‌های جهاد و مقاومت مردم افغانستان” است.

او در چهار سال گذشته از افراد نزدیک به اشرف غنی بود و در انتخابات ریاست وستری پیشین از حامیان او بود.

چندی قبل مقام‌های محلی ننگرهار اعلام کردند که در یک عملیات نظامی، در “دفتر روند حفاظت از ارزش‌های جهاد و مقاومت مردم افغانستان” شماری اسلحه و ماین به دست آورده و تعدادی هم بازداشت شده اند.

در آن زمان، هاشم مومند؛ مسئول دفتر آقای جرأت در شرق افغانستان گفت که دفتری که نیروهای امنیتی به آن حمله کردند، مربوط آنها نمی‌شود. او این ادعا را یک ‘توطئه ‘ ‌خواند بود.

جنرال جرأت دومین چهره شاخص غیر پشتون وابسته به عقبه سیاسی مجاهدین نزدیک به ائتلاف شمال و احمدشاه مسعود است که علیرغم حمایت از اشرف غنی در انتخابات ریاست وستری، از مقام مشاورت ریاست وستری، عزل می شود.

پیش از او، احمدضیا مسعود؛ برادر احمدشاه مسعود نیز سرنوشت مشابهی پیدا کرده بود.

این در حالی است که این دو چهره سیاسی، با نادیده گرفتن سابقه فعالیت های سیاسی، جهادی و قومی خود، اردوی به رهبری داکتر عبدالله را در انتخابات ریاست وستری سال ۹۳ ترک کردند و به نفع اشرف غنی، وارد میدان کارزارهای انتخاباتی شدند.

اگر جنرال دوستم را نیز به عنوان یکی دیگر از چهره های مطرح و پرقدرت جهادی در این زمینه در نظر آوریم، بی تردید، این استدلال که اشرف غنی، از قدرت و نفوذ و اعتبار چهره های جهادی و مجاهدین سابق، برای ایجاد شکست و شکاف در اردوی رقیب خود داکتر عبدالله استفاده کرده و هیچگاه به اتحاد با این چهره ها نگاه صادقانه و از سر حسن نیت نداشته است، قوت خواهد گرفت.

بر این اساس، برکناری آقای جرأت به هر انگیزه و بهانه ای که صورت گرفته باشد و علیرغم تظاهر اشرف غنی به قانون اساسی، این واقعیت را نمی توان نادیده گرفت که او به دو دلیل، هرگز به مجاهدینی که در انتخابات ریاست وستری، با او همراه و همرای شدند، نگاه مبتنی بر صداقت و حسن نیت نداشته است؛ یکی تضاد و دوگانگی پررنگ و آشکار قومی موجود میان آقای غنی و طیف مجاهدینی که از او حمایت سیاسی و تبلیغاتی کردند و دوم، عقبه فکری و ایدئولوژيک متعارض آنها.

از نظر قومی، آقای غنی به اقلیت کوچی و پشتون های قبیله غلزایی تعلق دارد که نه تنها به قدرت و معادلات سیاسی، نگاهی عمیقا قوم گرایانه و قبیله سالارانه مبتنی بر تنگ اندیشی و انحصارطلبی دارد؛ بلکه حتی در یک دایره کوچک تر، حضور و قدرت سایر قبایل پشتون به ویژه درانی های همواره مدعی را نیز برنمی تابد. بر این اساس، در بینش آقای غنی، حذف و برکناری چهره های سیاسی وابسته به سایر اقوام و قبایل، به سادگی قابل توجیه است.

به لحاظ رویکردهای فکری و آبشخور ایدئولوژيک نیز اشرف غنی، یک تکنوکرات بازگشته از غرب است. او زمانی که کسانی مانند جنرال جرأت، بخشی از بار سنگین جهاد و مقاومت علیه اشغال و افراط را بر دوش می کشیدند، در بهشت امن و عیش غرب، مشغول تحصیلات آکادمیک و زندگی مرفه و آرام با همسر مسیحی لبنانی- امریکایی اش بود. از نظر اشرف غنی اما جنرال جرأت و دوستم و احمدضیا مسعود، جنگ سالارانی هستند که مرتکب جنایت جنگی شده اند و نباید سهمی از قدرتی داشته باشند که با دخالت نظامی امریکا فراهم شده است.

با توجه به این مسایل، برکناری آقای جرأت تنها چند آنلاین مانده به انتخابات پارلمانی و در حالی که پس از آن، افغانستان باید چهارمین انتخابات ریاست وستری را در بهار سال آینده خورشیدی‌ برگزار کند، می تواند به انسجام و اتحاد اردوی مجاهدین علیه طیف قبیله سالاران مسلط بر قدرت و تکنوکرات های تنگ اندیش بازگشته از غرب، کمک کند و انتخابات آینده را به دوئلی حساس و حیاتی میان این دو اردوگاه سیاسی و ایدئولوژیک بدل نماید.

محمدرضا امینی – وستر