اشرف‌غنی و ایده ‌راهبردی صلح با پاکستان



ارگ ریاست وستری می‌گوید که محمداشرف غنی رییس وستر با ناصر جنجوعه مشاور امنیت ملی پاکستان دیدار کرده است.
در این دیدار که صبح امآنلاین شنبه (۲۶ حوت) در ارگ ریاست وستری برگزار شده، دو طرف پیرامون پروسه صلح افغانستان گفتگو کرده اند.

در نیوزنامه ارگ ریاست وستری آمده که در این دیدار دو جانب پیرامون پیشنهاد صلح افغانستان به طالبان و چگونگی آغاز مذاکرات همه جانبه با پاکستان بحث و تبادل نظر کردند.

در نیوزنامه آمده که در این دیدار ضمن بحث بالای اهمیت و مؤثریت اتصال و همکاری ‌های منطقه‌ ای به ‌ویژه میان دو کشور، در خصوص اقتصاد جرمی و فعالیت شبکه ‌های تروریستی و راه‌های مبارزه با آنها نیز بحث گردید.

ارگ ریاست وستری گفته است که در پایان این دیدار، آقای غنی به ‌منظور آغاز مذاکرات دولت با دولت که در دومین کنفرانس پروسه کابل روی آن تأکید گردیده بود، از صدر اعظم پاکستان به ‌گونه رسمی دعوت نمود تا به کابل سفر نماید.

به نظر می رسد که در زمینه گفتگوهای مستقیم صلح میان کابل و اسلام آباد، اشرف‌ غنی؛ رییس وستر نسبت به حامد کرزی؛ رییس وستری پیشین، مواضع واقع بینانه تری دارد.

او آشکارا می گوید که معضل و مانع اصلی در مسیر برقراری صلح و مبارزه با تروریزم در افغانستان چیست.

او از اینکه افغانستان و پاکستان در روابط دو جانبه خود، مشکلات جدی و اساسی دارند، بدون هیچ گونه ملاحظه کاری و پرده پوشی صحبت می کند.

آقای غنی پیش از این هم گفته و پس از مرگ ملا عمر یکبار دیگر بر این نکته تاکید کرده بود که افغانستان و پاکستان در طول سال های گذشته در یک جنگ اعلام ناشده قرار داشته اند‌ و اکنون زمان آن فرارسیده است که دو کشور وارد گفتگوهایی سازنده برای صلحی اعلام شده شوند.

این به عقیده آگاهان، ضرورت اصلی شرایط امآنلاین افغانستان است.

این امر همان چیزی است که احتمالا خواهد توانست گرهی از کار فروبسته صلح در افغانستان باز کند و لازمه رسیدن به این هدف نیز در قدم اول، کنار گذاشتن ادبیات استعاری، تلویحی و زبان ایما و اشاره و وداعی دایمی با تابوهای سنگ شده است.

وقتی پاکستان برای رسیدن به اهداف خود در افغانستان، رسما و مستقیما از گروه های تروریستی مانند طالبان و سایر گروه ها، حمایت می کند و آنها را به افغانستان گسیل می دارد و وقتی رهبران تروریست های طالبان و القاعده و شبکه حقانی همه در افغانستان مستقر اند و در آنجا می میرند، دیگر هیچ جایی برای پرده پوشی و پنهان کاری باقی نمی ماند.

مقام های افغانستان به جای مذاکره با طالبان باید مشکلات امنیتی کشور را رو در رو با پاکستان در میان بگذارند و از آن کشور بخواهند که هدف آن از راه اندازی جنگ کنونی در افغانستان چیست.

خط دیورند به عنوان یک عامل مهم و کلیدی و به مثابه ماشین مولد بحران و ناامنی و بی ثباتی در افغانستان، می بایست به صورت اصولی و مطابق عهدنامه های بین المللی و قواعد مربوط به حقوق بین الملل، حل و فصل شود.

افغانستان بیش از این نمی تواند تاوان و هزینه مرگبار و ویرانگر یک جنگ اعلام ناشده را بپردازد و حاکمان و دولتمردان کشور باید این شجاعت را داشته باشند که برای حل بنیادی مسایل کشور، پاکستان را برای گفتگوهای صریح و استراتژیک به پای میز مذاکره بخوانند.

شاید این اقدام، در قدم اول، نیاز به شکستن تابوهایی داشته باشد که پرداختن به آنها سال ها در افغانستان در نتیجه برخوردهای نابخردانه و احساسی شاهان و حاکمان خیره سر و ملی گرایی فاقد عقلانیت آنها، ممنوع بوده است؛ اما شرایط حاد جاری در کشور، نیازمند برخوردی عاقلانه و شجاعانه با این مسایل پس از یک تاریخ سکوت و محافظه کاری است.

بنابراین صلح با پاکستان پیش نیاز صلح با طالبان است و اگر دولت افغانستان بتواند به این مأمول دست پیدا کند، کلید صلح با طالبان و سایر گروه های تروریستی نیز به خودی خود به دست آمده است.

دولت کابل باید این مهم را به عنوان یک بعد جدی طرح صلح خود در نظر آورد و قدرت های منطقه و جهان را متقاعد کند که پاکستان، بخشی از فرایند صلح افغانستان است و بدون دست یافتن به مصالحه ای تاریخی و پایدار میان دو کشور همسایه، صلح با گروه های مزدور تروریستی، به تنهایی راه به جایی نخواهد برد؛ زیرا پاکستان در گذشته نشان داده که با اثبات ناکارآمدی یک جریان مزدور، به سرعت، جریان تازه ای ایجاد کرده و به این ترتیب، همواره اثر و نقش خود در ناامنی و بحران افغانستان را حفظ کرده است.

نمونه بارز آن، قطع یا دست کم کاهش کمک های گسترده اسلام آباد به حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار و ارائه کمک های وسیع به طالبان است.

فردا طالبان هم می تواند به آسانی کنار گذاشته شود و جای خود را به داعش بدهد. بنابراین، ابتدا باید با پاکستان صلح کرد.