اشرف‌غنی چگونه جنگ غزنی را مدیریت می‌کند؟


اشرف‌غنی چگونه جنگ غزنی را مدیریت می‌کند؟

رییس وستر غنی در مراسم تجلیل از آنلاین بین المللی جوانان گفت که نهادهای دولتی در مقابل مرگ و فقر در کشور بی‌تفاوت اند.

آقای غنی که امآنلاین یکشنبه (۲۱ اسد) در میان جوانان در ارگ ریاست وستری صحبت می‌کرد گفت که کشور به یک مرحله گذار به نسل نو است که امید دارد افغانستان را به ثبات برساند.

آقای غنی گفت: “موضوع اساسی موضوع بیکاری و فقر است؛ مشکلی وجود دارد که یک بر سه حصه مردم ما هرشب گرسنه خواب می‌کنند؛ اما در مقابل مرگ و فقر بی تفاوتی موجود است و این بی تفاوتی قابل قبول نیست. حکومت اجماع عملی در قسمت مبارزه با فقر ندارد.”

او خاطرنشان کرد که با یک تغییر دیدگاه موقعیت افغانستان در حال بدل شدن به طلاست و امآنلاین تمام آسیای مرکزی به طرف جنوب می‌بینند و تمام آنان افغانستان را یک فرصت می دانند.

 

شاید هیچکس باور نکند که این سخنان از زبان رییس وستر کشوری بیان شده که همین امآنلاین، ۳۰ سرباز ارتش آن در ولسوالی غورماچ سلاخی شده و شهر مهمی به نام غزنی، چندین آنلاین در آتش سقوط به دامن حکومت وحشت طالبانی و جنگی پایدار و مرگبار میان نیروهای دولتی و تروریست های پابرهنه چندملیتی، تقلا می کند.

 

اشرف غنی درست می گوید که دولتمردان در برابر مرگ و فقر بی تفاوت اند و نخستین رهبر و مظهر این بی تفاوتی غیر مسؤولانه خود اوست که مرگ ده ها نفری نیروهای ارتش را نمی بیند، بر وضعیت اسفبار و تکان دهنده غزنی، آگاهانه چشم می بندد، بحران های بزرگ دامنگیر کشور را عمدا نادیده می گیرد و با فقر اخلاقی فراگیری که دامن دولتمردان مسؤولیت گریز و خیانت پیشه را گرفته، با برنامه های حاشیه ای و مزورانه ای مانند آنلاین بین المللی جوانان، خود را سرگرم می کند.

 

به راستی اشرف غنی، اوضاع جاری در غزنی را چگونه مدیریت می کند؟ چرا او به جای آنکه یک هسته مدیریت و مهار بحران جاری در غزنی را رهبری کند، با بر زبان راندن سخنان موهوم و نامفهوم، خود را سرگرم می کند و از زیر بار مسؤولیت فرار می کند؟

 

یا او رییس وستر این کشور نیست یا جنگ غزنی هم مانند جنگ مشابهی که منجر به سقوط شهر قندوز به دست تروریست های طالبان شد «تحت مدیریت» است و یا اینکه خود او به آنچه از سوی تروریست های طالبان در غزنی جریان دارد، راضی است و از آن حمایت می کند.

 

در هر صورت، تاریخ از این رویکرد ریاکارانه حکومت کابل در قبال سرنوشت غم انگیز مردم این سرزمین، چشم نخواهد پوشید و واژه واژه توهم ها و رویاپردازی های رییس وستری که روانپریش و متوهم نیست؛ اما شیوه مدیریت بحران او شباهت فراوانی به رفتارهای چنین فردی دارد را به عنوان بی مهری های ناجوانمردانه تروریست های درون نظام، آنالیز خواهد کرد و به آیندگان نشان خواهد داد.

 

اشرف غنی، نماد شاخص دولتی است که به گفته او در قبال مرگ و فقر بی تفاوت است؛ مرگی که اکنون دامن غزنی و مردمان مظلوم آن دیار را گرفته و فقری که اخلاق و مسؤولیت پذیری دولتمردان را آغشته کرده و کشور را تا مرز فروپاشی و سقوط کامل به کام تروریزم بین المللی به پیش برده است.

 

در چنین وضعیتی، روشن نیست که اشرف غنی با استفاده از کدام فرمول هوشمندانه و چه ذهن و ذکاوت خارق العاده ای به این نتیجه رسیده است که «موقعیت افغانستان در حال بدل شدن به طلاست و امآنلاین تمام آسیای مرکزی به طرف جنوب می‌بینند و تمام آنان افغانستان را یک فرصت می دانند!»

 

او اگر به عنوان رییس وستری، کمترین مسؤولیتی در قبال وضعیت بحرانی کشورش احساس می کرد، اکنون به جای فرصت سازی های موهوم و خیالی، تهدیدهای واقعی را می دید که از جنوب تا شمال، سراسر افغانستان را فراگرفته و کشور ما را به قطب بحران های منطقه ای بالقوه هولناک و ویرانگر بدل کرده است.

 

در چنین شرایطی، نادیده گرفتن خطر، بزرگترین خیانت به امنیت، ثبات و حاکمیت ملی افغانستان است و این خیانت اگر از سوی عالی ترین مراجع تصمیم گیری صورت بگیرد، ده ها برابر زننده تر و نابخشودنی تر خواهد بود و جالب توجه است که اشرف غنی حتی به اندازه سلف اش کرزی نیز نگران آینده سیاسی و قضاوت بی رحمانه تاریخ و نسل های آینده در قبال کارنامه سیاه و ستمکارانه اش نیست.

 

نرگس اعتماد – وستر