امریکا، پاکستان، کرزی و داعش؛ لایه‌های چندگانه یک بحران


امریکا، پاکستان، کرزی و داعش؛ لایه‌های چندگانه یک بحران

حامد کرزی؛ رییس‌ وستری پیشین بار دیگر از سیاست گذاری‌های امریکا در افغانستان انتقاد کرده و گفته است که با حضور کامل امریکا در افغانستان، جنگ و خونریزی در کشور بیشتر شده است.

 

آقای کرزی در گفتمانی در انستیتوت مطالعات صلح و جنگ هند، گفت گروههای تروریستی و افراط گرا در افغانستان نیرومندتر شده اند.

 

وی به‌دوش گرفتن مسؤولیت حملۀ آنلاین یکشنبۀ کابل توسط گروه داعش را نیز پرسش برانگیز دانست و گفت: «چگونه داعش به افغانستان رفت؟ این دقیقأ چیزی است که من می‌پرسم. داعش در جریان حکومت طالبان و حکومت من ظهور نکرد. داعش چهار سال پیش در حالی در افغانستان ظهور کرد که ایالات متحده حضور کامل در افغانستان دارد و ادارۀ فضای این کشور نیز به دوش امریکاست.»

 

کرزی گفت:«چند سال پیش ما یک ضیافت نان شب داشتیم و بحث‌های بسیار تندی انجام شد. من از پاکستان انتقاد کردم؛ اما جو بایدن؛ معاون رییس وستر پیشین امریکا با کوبیدن دستش بر میز گفت که پاکستان پنجاه بار بهتر از افغانستان برای ماست.»

 

سخنان کرزی در زمینه‌ ظهور داعش در افغانستان شاید بیشتر از هر کس دیگری مهم باشد؛ زیرا او صرفا به عنوان یک تحلیلگر مسایل سیاسی بر بنیاد و تجربه و تجزیه و تحلیل شخصی خود در این زمینه سخن نمی‌ گوید، او کسی است که ۱۳ سال تمام با این مسایل سر و کار داشته و بدون تردید آنچه دیگران می‌ شنوند او دیده است.

 

از سوی دیگر، کرزی با رویکرد به قدرت های شرقی مانند روسیه، ایران، چین و هند، نیمه‌ کمتر فعال دیپلماسی خارجی و امنیتی حکومت افغانستان را همچنان فعال نگه ‌داشته است.

 

او با رویکرد به شرق و تحکیم روابط خود با قطب شرقی قدرت در جهان شامل سه ضلع نیرومند روسیه، چین و هند و البته ایران شاید در تلاش است آینده‌ سیاسی اش را از این طریق، تضمین کند و میزبانان شرقی او نیز – صرف نظر از سنت دیرپای مهمان‌ نوازی شرقی- به شیوه‌ کاملا معناداری با او به سبک یک رییس وستر نه‌ چندان سابق برخورد می‌ کنند!

 

او برخلاف دیگر رؤسای وستری سابق که غالبا به فعالیت ‌های انسان ‌دوستانه و غیر سیاسی در حوزه‌ های فرهنگی، محیط زیست یا کمپاین ‌های ضد جنگ روی می ‌آورند، کماکان ردای ریاست وستری بر دوش دارد و فعالیت‌ ها و موضع ‌گیری ‌های رییس‌ وسترمآبانه می ‌کند.

 

همین مسایل است که کرزی را همچنان به عنوان بخش فعال سیاست خارجی و امنیتی افغانستان، مورد توجه صاحب نظران قرار می دهد.

 

از سوی دیگر، در خصوص موضعگیری های ضد امریکایی او، از جمله سخنان تازه اش در متهم کردن امریکا به توسعه قدرت داعش در افغانستان، نباید ساده انگارانه، داوری کرد؛ زیرا کرزی هم  در کنار امریکا و پاکستان و داعش، بخشی از همین بحرانی است که در حال حاضر در افغانستان جریان دارد.

 

کرزی در حالی ادعا می کند که داعش، پس از ریاست وستری او و در شرایطی ظهور کرده که امریکا به طور کامل بر افغانستان مسلط بوده است که خود او زمینه ساز حضور و سیطره کامل و همه جانبه امریکا شد و با امضای پیمان استراتژيک و انجام همه ذهنیت سازی ها و زمینه چینی ها برای امضای پیمان امنیتی، امکانات سلطه درازمدت و دایمی امریکا را در افغانستان فراهم کرد.

 

از جانب دیگر، نباید از یاد برد که داعش، نسخه ای توسعه یافته تر از تروریزم طالبانی است که با برنامه ریزی های گسترده تر‌ و نام و نشان دیگر، وارد عرصه شده است؛ بنابراین، رییس وستری که ۱۳ سال، برای طالبان کار کرد و از همه ابزارها و امکانات موجود برای توجیه و تطهیر جنایت های طالبان استفاده کرد، نمی تواند به سادگی و با یک اظهار نظر ساده و عوامفریبانه از کنار مسؤولیت سنگین تاریخی خود در پرورش و فربه سازی و توجیه و توسعه تروریزم بگذرد و دیگر اضلاع این مجموعه را به تنهایی عامل همه بحران های جاری قلمداد کند.

 

اینکه داعش در زمان کرزی در افغانستان، ظهور نکرده، آیا می تواند این خیانت را توجیه کند که طالبان در زمان او به نحو آنلاینافزون رشد و توسعه پیدا کرد و قدرت گرفت؟

 

از سوی دیگر، سیطره کامل امریکا؛ کشوری که از سوی کرزی، متهم به ایجاد داعش می شود، در همان دوره حاکمیت کرزی، میسر شد و اشرف غنی، راه او را در این زمینه ادامه داد و این مأموریت استعماری را تکمیل کرد.

 

حتی در خصوص پاکستان هم کرزی کمتر از امریکا، بی تقصیر نیست. او نزدیک به ۲۰ بار به پاکستان سفر کرد و علیرغم رفتارهای اهانت آلود و تحقیرآمیز سران اسلام آباد و فرماندهان نظامی پاکستان، همچنان به دیپلماسی علیل و نارسای خود که مبتنی بر التماس و تضرع حقارت بار بود، ادامه داد.

عبدالمتین فرهمند- نویسنده وستر