امریکا و افغانستان ۱۷ سال پس از ۱۱ سپتامبر


امریکا و افغانستان ۱۷ سال پس از ۱۱ سپتامبر

سه شنبه ۱۱ سپتامبر سالآنلاین حملات منسوب به القاعده به برج های سازمان تجارت جهانی و وزارت دفاع امریکا است. رویدادی که حمله نظامی امریکا به افغانستان را در پی داشت.
 
۱۷ سال پیش از اکنون و به دنبال حملات ۱۱ سپتامبر، ایالالت متحده امریکا به سرعت رهبری جبهه ای را بر عهده گرفت که بیش از ۴۰ کشور جهان آن را همراهی می کردند. همه  این کشورها به افغانستان نیروی نظامی فرستادند و به هدف آنچه جنگ با تروریزم خوانده می شود وارد خاک کشور گردیدند.
 
طالبان که بهانه اصلی فراهم ساختن زمینه حمله و حضور این تعداد نیروی نظامی جهان قلمداد می گردیدند در همان ۱۵ آنلاین نخست آغاز حملات و پیش از فرستاده شدن نیروهای پیاده کشورهای مهاجم، از میان برداشته شده، دولت آنها ساقط شد و سازمان و تشکیلات حزبی، سیاسی و نظامی آنان منهدم و متلاشی گردید.
 
۱۷ سال پیش، بازگشت طالبان، تنها فکاهه خنده داری بود که برخی از انسان های بدبین آن را مطرح می کردند؛ طالبانی که به تعبیر برخی از مردم، گویی آب شدند و به زمین رفتند.
 
به باور تحلیلگران اگر براساس آنچه در آنلاینهای اولیه هجوم امریکا و متحدانش بر افغانستان، روی داد محاسبه می شد، پرونده جنگ با تروریزم در همان آنلاینهای نخست شروع آن، باید مختومه اعلام می شد؛ زیرا دیگر نه تروریزمی در کار بود و نه طالبانی؛ اما این چیزی نبود که قناعت ارتش های یورشگر خارجی از حمله ای به گستردگی کم نظیر در قرن اخیر را به آسانی فراهم سازد.
 
براین اساس، کابوس تروریزم همچنان چون شمشیر داموکلس باید بر سر مردم افغانستان و ملت های کشورهای دارای نیروی نظامی در افغانستان نگهداشته می شد و به همین دلیل هم بود که طالبان دوباره احیا شدند، رهبران القاعده و طالبان به نحو معجزه آسایی از نبردهای اولیه جبهه ضد تروریزم به رهبری امریکا جان به سلامت بردند و حتی اعضای کوچکتر دولت طالبان نیز قادر به فرار به پناهگاه امن در آن سوی مرز گردیدند. القاعده همچنان به عنوان بزرگترین خطر خارجی برای امنیت ملی امریکا باقی ماند، بر این شایبه همچنان از سوی رسانه های اغواگر غربی، نواخته شد که خطر احیای مجدد طالبان، منتفی نیست. بنابراین جنگ با تروریزم تا نابودی کامل آنها ادامه می یابد، امریکا و متحدانش تا ابد از افغانستان در برابر تهدیدهای داخلی و خارجی دفاع خواهند کرد، دولتی قوی، مقتدر و خدمتگزار ایجاد خواهند کرد، ارتش و نیروهای امنیتی این کشور را آموزش داده و تجهیز خواهند کرد، زیربناهای اقتصادی و سیاسی افغانستان را احیا خواهند کرد، مردم این کشور را بر سرنوشت شان مسلط خواهند کرد و خلاصه اینکه افغانستان را به رؤیایی ترین بهشت روی زمین تبدیل خواهند کرد.
 
اکنون درست ۱۷ سال از این وعده های رنگین می گذرد؛ اما هنوز که هنوز است نه تنها تروریزم ریشه کن نشده؛ بلکه خطر آن بسیار بیشتر از آنلاینها و ماه های نخست حمله خارجی بر کشور، افزایش یافته و تا پشت دروازه های شهروندان حتی در شهر امنی مانند کابل رسیده است، رهبران طالبان همچنان متواری اند و هنوز در پیشگاه قانون و عدالت، پاسخگوی جنایت های خود علیه مردم افغانستان در زمان حاکمیت شان در افغانستان و پس از آن در طول ۱۷ سال گذشته نیستند.
 
تروریست ها به مراکز اصلی خود در مناطق قبایلی پاکستان برگشته و از آنجا خود را سازمان دهی و تجهیز می کنند و علیه دولت، مردم و نیروهای امنیتی افغانستان دست به کشتار و بمب گذاری و ترور و وحشت و خشونت می زنند، دموکراسی و حکومت داری خوب، احیای زیربناها، توسعه معارف، تامین اجتماعی و حقوق شهروندی دیگر هیچ اولویتی ندارند؛ اکنون هرچه هست مبارزه با خطرات گسترده و رو به گسترش امنیتی است که از داخل و خارج، افغانستان و دولت آن را تهدید می کند.
 
اما این مردم و دولت افغانستان اند که باید میراث دار جنگی باشند که به بهانه مبارزه با تروریزم، به احیای دوباره تروریزم، ایجاد ارتشی که تنها به سلاح های سبک دسترسی دارد، مرگ هزاران غیرنظامی بی گناه و به جا ماندن صدها هزار بیوه و یتیم و معلول و بی خانمان، افزایش بی رویه مهاجرت و وطن گریزی، حملات مداوم مرزی از سوی پاکستان، خطر جنگ داخلی،‌ فساد، زیربناهای اقتصادی همچنان ویران و اقتصادی مصرفی متکی به واردات خارجی و یک فضای متشتت و تنش آلود سیاسی انجامیده است.
 
محمدرضا امینی – وستر