امریکا و طالبان؛ توافق برای صلح یا تبانی برای تجزیه؟


امریکا و طالبان؛ توافق برای صلح یا تبانی برای تجزیه؟

آنلایننامه پاکستانی«امت»، با انتشار گزارشی، جزئیات مذاکره و توافق میان نمایندگان طالبان و امریکا در قطر را فاش کرده است.
 
اخیرا امریکا و نمایندگان طالبان تایید کرده‌اند که نمایندگان دوطرف باهم دیدار کرده‌اند.
 
به نوشته این آنلایننامه نزدیک به کانون های قدرت در پاکستان، امریکا توافق کرده که در یکی از سه کشور ترکیه، قطر یا عربستان سعودی در یک‌ماه آینده با نمایندگان طالبان دیدار کند.
 
 پس از دیدار آلیس ویلز؛ دیپلمات ارشد امریکایی از دفتر طالبان در قطر، سهیل شاهین؛ سخنگوی طالبان در دفتر قطر اعلام کرد که امریکا نه تنها آماده مذاکره است؛ بلکه حاضر است درباره شرایط طالبان با این گروه به توافقی دست یابد.
 
طبق گزارش‌های منتشر شده، یکی از شرایط طالبان، در مذاکرات مستقیم با امریکا این که هیچ گروه سومی پذیرفته نخواهد شد. مدت زمان خروج امریکا از افغانستان سه سال تعیین می‌شود.
 
بر اساس گزارش آنلایننامه امت به نقل از منابع آگاه، طالبان جزئی از دولت خواهند بود و خواهان به دست آوردن اداره ۱۳ ولایت هستند.
 
حتی اگر اطلاعات منتشرشده در این آنلایننامه پاکستانی، دقیق و مطابق با واقع هم نباشد، مذاکرات مستقیم میان نمایندگان امریکا و طالبان، بدون دخالت دولت افغانستان، نوعی تبانی میان دو نیروی خارجی بر سرنوشت سیاسی و امنیتی افغانستان محسوب می شود.
 
در این میان، طالبان هم تفاوتی با نیروهای امریکایی ندارد؛ زیرا اعضای این گروه، مزدوران جنگی  پاکستان و دیگر قدرت های منطقه در افغانستان هستند و هیچیک از اهداف و آرمان های سیاسی، نظامی و ایدئولوژیک این گروه تروریستی، با منافع، نیازها و خواست های مردم افغانستان همخوانی ندارد.
 
با این وصف، آنچه در جریان مذاکرات مستقیم و پنهانی امریکا با طالبان، رخ خواهد داد، لزوما همان چیزی نیست که مردم افغانستان از «صلح» مورد ادعای دولت و مقام های امریکایی انتظار دارند.
 
ممکن است آنچه روی کاغذ به دست خواهد آمد، توافق صلح، عنوان شود؛ اما بر پایه اطلاعات بالا و نیز واقعیت هایی که آنلاین به آنلاین بیشتر آشکار می شود، این یک توافق صلح به معنای متعارف کلمه نیست؛ بلکه امریکا در تبانی با طالبان، تجزیه افغانستان را کلید می زند.
 
مبنای این تجزیه ممکن است تقسیم بندی حوزه های اداری کشور بر اساس ترکیب قومی، نوعی حکومت شبه فدرالی، واگذاری اداره ۱۳ ولایت به طالبان، ایجاد «مناطق امن» برای آن گروه یا محدود کردن سیطره دولت بر مراکز شهرها و واگذاری روستاها و ولسوالی ها به طالبان باشد.
 
طرح تقسیم بر اساس ترکیب قومی، از این منظر، محتمل به نظر می رسد که ممکن است تجزیه افغانستان به دو بخش مناطق تحت سلطه دولت و طالبان، با اعتراضات وسیع دیگر رهبران و جریان های سیاسی و قومی مواجه شود و اعتراضات و واکنش هایی را شبیه آنچه اخیرا از سوی هواداران جنرال دوستم در نزدیک به نیمی از افغانستان شاهد بودیم، در پی داشته باشد؛ اما بی تردید پشتون ها با این طرح موافقت نخواهند کرد.
 
برقراری نوعی حاکمیت فدرالی با گرته برداری ناقص و فرمالیته از آنچه در امریکا وجود دارد نیز مقبول طیف هایی از اپوزیسیون و حلقاتی در درون دولت امریکاست؛ اما این الگو هم بی تردید تمامیت خواهان پشتون که در صدد احیای سیطره تاریخی بی چون و چرای خود بر سراسر افغانستان هستند را خوش نخواهد آمد.
 
واگذاری اداره ۱۳ ولایت به طالبان اگرچه از آرزوهای طبیعی رهبران آن گروه است؛ اما این مورد نیز سایر جریان های ضد طالبان و تشکل های سیاسی و قومی را راضی نخواهد کرد.
 
ایجاد مناطق امن برای طالبان که پیشتر در «طرح صلح» گلبدین حکمتیار مطرح شده بود، نوع دیگری از تجزیه است که همانگونه که پیشتر واکنش تند گروه های جهادی و جریان های قومی را در قبال داشته، از این پس نیز با مقاومت و مخالفت آنها رو به رو خواهد شد.
 
در این میان، یک الگوی دیگر تجزیه باقی می ماند و آن واگذاری حاکمیت مراکز شهرهای عمده و مهم به دولت و رها کردن روستاها و ولسوالی ها برای طالبان است؛ طرحی که مراحل اجرایی آن از هم اکنون به دستور امریکا شروع شده و بر پایه آن، نیروهای ارتش در حال عقب نشینی از آنچه «مناطق دوردست»، «غیر استراتژيک» و «کم جمعیت» خوانده می شود، هستند.
 
این طرح به عنوان یک ناگزیری امنیتی اما در عمل به مثابه یک توطئه سیاسی بر ضد حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان، به آسانی از سوی امریکا بر همه جریان های سیاسی داخلی افغانستان، قابل تحمیل است و همان گونه که تاکنون واکنش چندانی را برنیانگیخته، در آینده نیز به راحتی قابل اعمال خواهد بود.
 
اینکه چرا طالبان نمی خواهند با نمایندگان دولت کابل در خصوص صلح، گفتگو کنند، افزون بر بهانه آنها مبنی بر عدم صلاحیت و استقلال کابل، می تواند یک موضوع مهم تر دیگر نیز باشد و آن، ترس از دخالت و فشار سایر جریان های سیاسی و قومی در تبانی برای تجزیه افغانستان زیر نام صلح باشد.
 
اگر کابل به صورت مستقل و مستقیم با طالبان به چنین توافقی دست پیدا کند، بی تردید، امکان عملیاتی کردن آن با توجه به گروه های فشاری که در افغانستان وجود دارد، غیر ممکن خواهد بود؛ اما امریکا به آسانی از توان عملیاتی کردن هر پروژه ای در افغانستان برخوردار است؛ حتی اگر تجزیه کشور باشد.
 
عبدالمتین فرهمند – وستر