به شفافیت انتخابات باورمند نیستم/ حضور اقوام در ارگ ریاست وستری بسیار ضعیف شده است


به شفافیت انتخابات باورمند نیستم/ حضور اقوام در ارگ ریاست وستری بسیار ضعیف شده است

داکتر صادق مدبر رییس حزب انسجام ملی افغانستان و عضو رهبری شورای حراست و ثبات افغانستان است. وی در حکومت آقای کرزی، سمت ریاست اداره امور ریاست وستری را عهده دار بود. وی سیاستمداری میانه رو و شخصیتی معتدل است. آقای مدبر، از شخصیت های جهادی است که سابقه عضویت در احزاب حرکت اسلامی و وحدت اسلامی را دارد.  

 

داکتر صاحب، تشکر از این که فرصت تان را در اختیار نویسنده وستر قرار دادید، نخست از پروسه انتخابات می پرسم که انتخابات پیش رو چگونه انتخابات خواهد بود؟

تشکر از شما و از همکاران تان در نویسنده وستر. انتخابات پارلمانی و شوراهای ولسوالی ها که در راه است، روند ثبت نام کاندیدان هم تمام شده است. این پروسه چالش های خود را دارد. مشکلاتی در پیش رو وجود دارد؛ اول حضور تیم هفت نفری در کمیسیون انتخابات و کمیسیون سمع شکایات انتخاباتی است، من یک زمانی این کمیسیون ها را تجربه کرده ام. بزرگان کمیسیون ها را احترام دارم اما این ها آنقدر نمی توانند در برابر مشکلات پاسخگو باشند.

در ارتباط به اصلاحات انتخاباتی که حکومت وحدت ملی وعده داده بود، عملی نشد. اصلاحات در قانون انتخابات و اصلاحات در کمیسیون مرکزی و ولایت ها به شکل درست آن صورت نگرفت. باید قانون انتخابات تعدیل میشد و اصلاحات در کمیسیون انتخاباتی به وجود می آمد. حالا سیستمی که در انتخابات روی دست گرفته شده، مثل تذکره یک ورقه را به خاطر استیکر زدن توزیع شده؛ صدها مورد نقض وجود دارد. اول این که به شکل عادلانه آن در مرکز و ولایات صورت نگرفت. هنوزهم در ساحات و مناطق مرکزی، تیم های توزیع تذکره نرفته است، مناطقی که زیاد دور نیست. این مشکلات وجود داشته است. اما برخی جاها تمرکز توزیع تذکره وجود داشته است. تیم های ذی نفوذ تیم های تذکره را در منازل شان جابجا کرده اند که نهادهای مربوطه می توانند این موضوع را بررسی کنند. در قسمت استیکر هم همگان شنیدند که در بازار فروخته می شوند.

این مشکلات سبب می شود که انتخابات شفاف نداشته باشیم. نهادهای ناظر بر روند انتخاباتی، شکایت های متعدد دارند. مسئله غزنی هنوز حل نشده است و حدس میزنم که حکومت عمداً به تاخیر انداخته تا به شکل حوزه ای بسازد تا این که سر وصداها مبنی بر حوزه ای شدن انتخابات به وجود نیاید.

ما طرفدار تغییر سیستم انتخاباتی در این مرحله نیستیم اما در انتخابات بعدی میخواهیم که سیستم انتخابات تغییر کند و اصلاحات بنیادی شکل گیرد.

خلاصه، از دید من انتخابات چالش های متعددی دارد اما به این معنی نیست که طرفدار برگزاری انتخابات نباشیم، انتخابات باید حتما برگزار شود. یگانه راه حلی که افغانستان یک حکومت دموکراتیک و انتخاباتی داشته باشد، برگزاری انتخابات است. در انتخابات شورای ولسوالی ها، در این مرحله شخصا به این نظر هستم که در بسیاری جاها ناممکن است. دولت چطور تدابیری گرفته می تواند که در مناطق ناامن که تحت کنترل دولت نیست، انتخابات شورای ولسوالی ها را برگزار کند که سئوال کلان است. شورای ولسوالی ها انتصابی نمی شود که حکومت در نظر  بگیرد، این خود یک مشکل کلان و عمده است.

 

همواره از نفوذ حکومت در کمیسیون های انتخاباتی سخن زده می شود؛ تیم هایی که کمیسیون های انتخاباتی را رهبری می کنند، در تصمیم گیری های شان چقدر بی طرف هستند؟

من دقیقا از عمق قضایای مداخلات حکومت در امور انتخابات آگاه نیستم اما خود اعضای کمیسیون گفته اند که مستقل نیستیم و مداخلات در امور کارها صورت میگیرد. رییس کمیسیون سمع شکایات و کمیشنرها گفته اند که از سوی ارگ ریاست وستری مداخلات صورت میگیرد.

بازهم من در عمق قضایا قرار ندارم چگونه است که از سوی شورای امنیت، ارگ یا ریاست امنیت یا جاهای دیگری؛ خودشان اعتراف می کنند که مستقل نیست و همین گونه، ناظرین انتخاباتی ادعا دارند که کمیسیون انتخابات در بسیاری موارد مستقل عمل نمی کنند.

 

با وجود این همه مشکلات، شما نسبت به روی کار آمدن مجلس نمایندگان آینده، چقدر خوشبین و امیدوار هستید که مجلس مبتنی بر انتظارات مردم روی کار آید؟

خوشبینی ما در این است که افغانستان هنوز هم نفس می کشد، دموکراسی که شانزده سال پیش آمده بود و قوانین بر آن اساس ساخته شده و زمینه های برگزاری انتخابات است اما این که انتخابات پارلمانی چقدر شفاف و به دور از مداخلات حکومت برگزار شود و نیز  امنیت در آنلاین انتخابات گرفته می شود، این مسایل به مرور زمان پاسخ داده خواهد شد. خوش هستم که به سوی انتخابات می رویم و مردم با اشتیاق کاندیدا می کنند. امیدوار هستیم که همکاری جامعه جهانی در افغانستان ادامه یابد و در ۲۸ میزان انتخابات برگزار شود. اگر برگزار نشود به سال آینده به تعویق می افتد که در آن صورت، دو انتخابات همزمان برگزار شده نمی تواند این مسئله مورد پذیرش نهادها و جریان های سیاسی نخواهد بود.

 

از فامیل شما مثل فرزندتان در انتخابات پارلمانی، کس کاندیدا هست؟

من شخصا کاندیدا نیستم و فرزندانم هم کاندیدا نیستند. خانم من (فاطمه نظری) دو دور وکیل بوده که مسئله ایشان فرق می کند.

 

اکثر فرزندان رهبران سیاسی در انتخابات کاندیدا هستند. نگرانی هایی وجود دارد که آنها فرصت ها را از سایرین سلب می کنند، پاسخ شما نسبت به این ذهنیت عمومی چیست؟

بله، این اعتراضات هست که فرزندان رهبران کاندید هستند. خب این حق مسلم شان است. چه رهبر باشد چه از شهروندان، این حق را کسی گرفته نمی تواند،  اما به عنوان سوژه منفی تبلیغات شده می تواند که از فامیل شان کاندید کرده اند. یک حزب به یک فامیل خلاصه نمی شود. ممکن است از یک حزب صد نفر کاندیدا باشند. کاندیدا شدن فرزند یک رهبر عیب نیست. هر نوع برداشت از این موضوع شده می تواند هم برداشت مثبت و هم برداشت منفی.

 

در مورد پروسه صلح و آتش بس میخواهم بپرسم، آتش بسی را که حکومت اعلام کرد، کار خوب بود یا اشتباه؟

آتش بس در اصل کار خوب است. هر جنگی باید از طریق مذاکره و صلح حل شود. مقدمه صلح، آتش بس است که کار خوبی است. سه آنلاین عید آتش بس در افغانستان اعلام شد. عامه افغانستان استقبال کردند اما میکانیزم درست برای آتش بس وجود نداشت، باید طوری عیار می شد که آمادگی قبلی برای مردم وجود می داشت. اطلاع رسانی صورت میگرفت و با جریان های سیاسی مشوره می شد. آتش بس یک دفعه ای شد که برای بسیاری ها سئوال ایجاد کرد که پشت پرده چه حرف ها و چه معاملاتی بوده است. آیا ابتکار دولت بوده یا خواسته های کشورها؟ مردم از صلح و آتش بس حمایت می کنند اما باید مردم در آگاهی و روشنی قرار گیرند.

 

اما پیامد آتش بس خوب نبود، تاوان آن را نیروهای امنیتی پرداختند. طی دو آنلاین، نزدیک به صد نیروی امنیتی از سوی طالبان شهید شدند. مقصر چه کسانی بودند؟

من همان طوری که گفتم، باید مکانیزمی وجود می داشت. خب، در سه آنلاین عید که آتش بس بود، به جز ولایت ننگرهار، دیگر جاها خوب بود. اما در حقیقت مشوره نشد و فقط برای ما گفتند که این کار شده است و اقداماتی کردیم. این گفته ها جنبه گزارشی داشت. به طالبان کاری نداریم، آن ها مخالف مسلح هستند اما از حکومت تقاضا داریم که مردم را در خلاء معلوماتی قرار ندهد. قوانین نافذه، بر اطلاع رسانی تمرکز دارد و مردم حق دارند در ارتباط صلح و مصالحه بفهمند.

 

در جریان آتش بس، شما می دانید که طالبان به شهرهای افغانستان سرازیر شدند و حتی به رسانه ها هم گفتند که آن ها صلح می خواهند، پس چه کسانی به طبل جنگ  می کوبند؟

خب جنگ افغانستان مربوط به این کشور نمی شود، این یک مسئله بین المللی است که نیروهای چندین کشور در افغانستان حضور دارند. کشورهای همسایه، کشورهای قدرتمند دنیا همه در این جنگ افغانستان دخیل استند. بناءاً گفته نمی توانیم که این مسئله داخلی افغان ها است. کشورهای پاکستان، ایران، روسیه، امریکا، کشورهای اروپایی، همه و همه در مسئله جنگ و حتی آتش بس نقش خود را دارند. به دولت افغانستان مشوره می دهند، جلسه ها برگزار می کنند. در این مورد مردم افغانستان خواهان صلح هستند، مردم از جنگ خسته شده اند. هر آنلاین تلفات را متقبل می شوند. مردم لحظه شماری می کنند که صلح تامین شود. راه اصلی آن این است که از طریق صلح به امنیت و آرامش برسیم، نه از طریق جنگ. از طریق جنگ سرنوشت افغانستان تعیین نمی شود. باید مکانیزمی وجود داشته و ضمانت های اجرایی باشد. کشورهای ذیدخل در قضیه افغانستان از طریق دولت افغانستان با طالبان نشست برگزار کنند و کمک کنند تا به جنگ و منازعه این کشور پایان داده شود.

 

تلاش هایی را که حکومت انجام داده و برنامه هایی را که روی دست دارد، آیا به راستی می تواند راه صلح را برای مردم افغانستان هموار کند؟

تلاش ها جریان دارد اما طالبان وادار به صلح نشده اند. از عمر دولت کمتر از یکسال باقی مانده و هنوز هم مشکل داخلی میان رهبران سیاسی حکومت وجود دارد. کسانی در بیرون، دارای گروه های مسلح هستند، وقتی که طالبان می بینند، در میان حکومت هماهنگی نیست، دیگر طبعا با دولت مذاکره نمی کنند و دولت را هم نمی پذیرند. به همین خاطر طالبان گفته اند که با امریکا مذاکره می کنند. به هرحال، یک آنلاین یا یک سال هم از عمر حکومت باقی بماند، مسئولیت حکومت است که در ارتباط به تامین صلح و امنیت کار کند، این امر نه تنها کار حکومت ها است بلکه مردم هم مسوولیت دارند در قبال صلح تلاش هایی را انجام دهند.

 

میخواهم در مورد اداره امور ریاست وستری بپرسم؛ شما در دو دور حکومت قبلی، تجربه مدیریت اداره امور را دارید، در این چهار سال، چه تفاوت هایی را در این اداره می بینید؟

زمان مسئولیت من، اداره امور، اداره ای بود که دروازه اش به روی عامه مردم افغانستان از تمام طبقات و اقشار باز بود. مردم صدای خود را مستقیم به رییس وستر می رساندند. آنلاین به آنلاین، تنظیم کارهای ما اساسی تر و طرزالعمل ها منظم می شد. یک اداره تخنیکی و یک اداره کاملا عیار از لحاظ اداری و نیز یک اداره ای که ارتباط با مردم داشت، با رییس وستر هماهنگی لازم صورت میگرفت. از لحاظ اداره، اداره امور عقب نبود.

با شکل گیری حکومت وحدت ملی، اداره امور به سه اداره مجزا تقسیم شد و صلاحیت ها نیز تقسیم گردید. فعلاً این اداره، آن صلاحیت ها را ندارد، صلاحیت های اداره امور پنجاه فیصد هم باقی نمانده است. صلاحیت ها در سه اداره تقسیم شده است.

 با این وجود، فکر نمیکنم کاری درست انجام شده باشد. از لحاظ صلاحیت و ارتباط کاری با مردم، از لحاظ تنظیم قوای ثلاثه دولت، کارهایش با رییس وستر و… اصلا قابل مقایسه نیست که با اداره امور زمان حکومت کرزی مقایسه کنیم. لایحه وظایفی که قبلاً وجود داشت، در اداره امور کنونی وجود ندارد.

 

آقای مدبر! پرسش آخری را در خصوص روند استخدام در ادارات دولتی مطرح می سازم، آیا روند استخدام مبنی بر شایستگی صورت میگیرد یا قومی؟

من نمونه اش را ساده می گویم: در زمان آقای کرزی، در ارگ ریاست وستری از اقوام مختلف زیاد بود اما فعلا وقتی در ارگ می بینید، نمایندگی از اقوام افغانستان بسیار کم شده است و حتی در ادارات دیگر هم بسیار کاهش یافته است. در زمان ما از همه اقوام نمایندگی می کرد اما حالا فیصدی بسیار کم است. همین طور سایر ادارات دولتی را ملاحظه کنیم، تعداد نمایندگی اقوام تغییر پیدا کرده است. در زمان ما، فیصدی مشارکت درست بود و من شخصاً از سوی کابینه موظف بودم که مشارکت اقوام در ادارات رعایت شود. تنها یک الی دو اداره گزارش نداده بود اما دیگر ادارات فیصدی را بر اساس مشارکت اقوام داشتیم و تلاش به این بود که در تمام ادارات مشارکت عادلانه باشد، بر اساس لیاقت جذب شود و مشارکت اقوام در نظر گرفته شود.

 در این مرحله از حکومت وحدت ملی، به نظر من مشارکت اقوام در ادارات دولتی ضعیف شده است… در بسیاری موارد امتحان کانکوری صورت گرفته اما در پست های بلند دولتی، شکایات اقوامی که در اقلیت هستند، زیادتر شده است.

 

گفتگو از وحید فرزان نویسنده وستر