تالک؛ تجارت پنهان تروریزم با اروپا و امریکا


تالک؛ تجارت پنهان تروریزم با اروپا و امریکا

اتحادیه شرکت‌های استخراج و پردازش معادن تالک در ولایت ننگرهار، گزارش یک نهاد بین‌المللی را که گفته بود طالبان و داعش در ننگرهار از معادن تالک پول هنگفتی به دست می‌آورند، تکذیب کرده است.

پیشتر، وزارت معادن نیز گزارش این نهاد را “مبالغه‌آمیز” خوانده بود.

 

گلوبل ویتنس اما می‌گوید این گزارش از طریق مصاحبه با باشندگان محلی و منابع “مختلف و دقیق” تهیه شده است.

 

پیشتر گلوبال ویتنس گفته بود که درآمد طالبان از استخراج و تجارت تالک در ننگرهار در سال به حدود چهار میلیون دالر و سهم داعش هم به صدها هزار دالر می‌رسد. بیشتر این پودر به امریکا و اروپا صادر می‌شود و “غربی‌ها به صورت مستقیم به طالبان و داعش پول می‌پردازند”.

 

مقداری از این پودر برای فرآوری به پاکستان صادر می‌شود؛ ولی در حال حاضر چندین کارخانه فرآوری این پودر در ننگرهار نیز فعال شده است.

بیشترین معادن تالک در ولسوالی‌های حصارک، شیرزاد و پچیراگام -ولسوالی‌های ناامن ننگرهار- قرار دارند.

 

علیرغم انکارهای مکرر دولت و شرکت های ذینفع در استخراج و تجارت پودر تالک در ننگرهار، بسیاری از آگاهان مسایل اقتصادی اما عقیده دارند که وجود این معادن در ولسوالی های ناامن ننگرهار که عملا در کنترل گروه های تروریستی داعش و طالبان، قرار دارند، به سادگی این امکان را برای این گروه ها فراهم می کند که از سود سرشار این تجارت بهره مند شوند.

 

حتی ادعاهایی وجود دارد که جنگ طالبان و داعش در بخش هایی از ننگرهار نه بر پایه اختلاف نظرهای سیاسی و ایدئولوژيک این دو گروه تروریستی؛ بلکه بر سر کنترل و تسلط آنها بر معادن پول ساز پودر تالک بوده است.

 

نکته قابل تأمل در این میان این است که برخلاف تصور اولیه، پاکستان تنها کشور طرف معامله در این تجارت سودآور با داعش و طالبان نیست؛ بلکه کشورهای اروپایی و امریکا نیز مستقیما با این دو گروه تعامل تجاری دارند و پول حاصل از استخراج، پروسس و فروش پودر تالک، مستقیما از سوی امریکا و اروپایی ها در اختیار داعش و طالبان قرار می گیرد.

 

این موضوع در کنار حمایت های سازمان یافته جریان های تروریستی و تسلیح و تجهیز و تقویت آنها توسط نیروها و قدرت های خارجی، نشان دهنده آن است که پیوند تروریست ها و قدرت هایی که در ظاهر امر به نام مبارزه با تروریزم در کشور ما، حضور نظامی دارند، بسیار پیچیده تر و مستحکم تر از آن چیزی است که تاکنون تصور می شد.

 

اساسا حضور و هسته گذاری اولیه گروه هایی مانند داعش در ولسوالی هایی مانند حصارک و شیرزاد و پچیرآگام ننگرهار؛ یعنی اصلی ترین مراکز و معادن تالک در شرق افغانستان نیز پرسش برانگیز است.

 

این در حالی است که با توجه به اهمیت استراتژيک و آثار و تبعات اقتصادی سرنوشت ساز این معادن برای اقتصاد بی رمق افغانستان، دولت و نیروهای خارجی متحد آن، باید این مناطق را بیشتر از سایر بخش های کشور، تحت کنترل خود قرار می دادند تا تروریست ها و عناصر سودجوی خارجی به سادگی نتوانند بر گلوگاه های مهم و شاهرگ ها و شریان های حیاتی اقتصاد و معادن کشور، مسلط شوند و از این رهگذر به میلیون ها دالر سود دسترسی پیدا کنند؛ اما نه تنها این اتفاق نیافتاده؛ بلکه داعش در بدو تولد و طالبان سال ها پیش از این گروه، دقیقا در همان مناطقی، سلطه و حضور داشته اند که دارای اهمیت بالای اقتصادی و تجاری از ناحیه استخراج و تاراج معادن دست نخورده هستند.

 

همین موضوع در باره سرزمین های تولیدکننده مواد مخدر مانند ولایت هلمند نیز صادق است.

 

نکته تأمل برانگیزتر دیگر این است که تالک، پیشتر در پاکستان، پروسس و آماده صادر به امریکا و اروپا می شد؛ اما اکنون کارخانه هایی برای این منظور در خود ننگرهار ایجاد شده و هیچ خطری هم این صنعت را از سوی تروریست های داعش و طالبان، تهدید نمی کند!

 

افزون بر این، این ابهام هم به صورت جدی مطرح می شود که چرا دولت افغانستان، علیرغم داشتن تشکیلات عریض و طویلی به نام وزارت معادن و شورای عالی اقتصادی و برخورداری از امکانات وسیع مالی و… هنوز نتوانسته از معادن کشور به عنوان یک منبع بزرگ سود و درآمد، بهره برداری بهینه کند و از‌ آن برای بهبود و توسعه اقتصاد و بازسازی و پیشرفت و رفاه کشور، سود ببرد؛ اما دو گروه تروریستی درگیر جنگ و تحت تعقیب، به سادگی این کار را انجام می دهند و جالب تر از آن اینکه امکان ایجاد شبکه ای وسیع و قدرتمند از تجارت و صادرات از پاکستان تا اروپا و امریکا را نیز برای خود به وجود می آورند؟

 

آیا این قابل پذیرش است که طالبان و داعش، در این زمینه از حمایت های قاطع دیگر اطراف این تجارت پولساز و سودآور یعنی اروپا و امریکا برخوردار نیستند؟

عبدالمتین فرهمند- نویسنده وستر