تجاوز مرزی پاکستان؛ راهکار نهایی چیست؟



شماری از سناتوران از حکومت می‌خواهند که شهروندان مناطق مرزی را بر علیه تحرکات نظامیان پاکستان مسلح کند.

 

فضل‌هادی مسلمیار؛ رییس سنا گفت که ایستادگی مردم ولسوالی زازی ولایت خوست در برابر تخطی مرزی نظامیان پاکستان، جوابی دندان شکن به آن کشور بود.

 

آقای مسلمیار از دولت خواست که مردم ولسوالی زازی و به ویژه منطقه‌ میدان ولایت خوست و تمامی ساکنان مناطق مرزی را برای جلوگیری از تحرکات نظامیان پاکستانی در چارچوب نیروهای امنیتی مسلح کند تا مردم خود از سرحدات دفاع کنند.

 

دو آنلاین پیش نظامیان پاکستانی با عبور از نقطه‌ صفر مرزی در ولایت خوست وارد خاک افغانستان شدند که با مقاومت نیروهای امنیتی و مردم مواجه گردیدند.

 

سناتوران همچنین از امریکا و ناتو خواستند که در این راستا با دولت افغانستان همکای کنند.

 

فضل‌هادی مسلمیار گفت که امریکا «بر بنیاد پیمان امنیتی افغانستان و امریکا، مسؤولیت دارد نیروهای امنیتی افغانستان را در مقابله با تجاوزات خارجی حمایت کنند و حالا اگر حمایت نظامی نمی‌کند باید از مجاری دیپلماتیک بر پاکستان فشار بیشتر وارد سازد.»

 

موضع مجلس سنا مبنی بر لزوم مسلح کردن ساکنان مناطق مرزی بر علیه تجاوز مکرر مرزبانان پاکستانی، از نظر قانونی، موجه است و دولت می تواند به منظور تحکیم حاکمیت، دفاع از تمامیت ارضی و مبارزه با ناامنی های مرزی، اقدام به  این کار بکند؛ اما این امر، چیزی از شدت و جدیت بحران نمی کاهد؛ زیرا ریشه این بحران، عمیق تر از آن است که مجلس سنا تصور می کند.

 

پاکستان بخش هایی از خاک افغانستان را به مثابه عمق استراتژيک خود تصور می کند و مهم تر از آن اینکه این کشور، در صدد تعمیم و تحمیل سلطه بر خود بر مناطق مرزی است.

 

این معضلی است که ناشی از سیاست های نابخردانه و غیر شفاف بدنه اصلی حاکمیت سیاسی افغانستان در قبال پرونده حقوقی مرز دیورند می باشد.

 

تا زمانی که کابل، به خواسته اسلام آباد مبنی بر به رسمیت شناختن مرز کنونی میان دو کشور به مثابه مرزی بین المللی، تمکین نکرده است، پاکستان همواره تلاش خواهد کرد تا مناطق مرزی را ناامن و بی ثبات نگه دارد و این سیاست، امنیت و ثبات و پایداری ملی را در سراسر افغانستان، تحت تأثیر قرار داده است؛ زیرا پاکستانی ها مایل نیستند تا یک دولت مستقر و مقتدر در کابل، روی کار بیاید که همزمان، مدعی تسلط بر اراضی آنسوی مرز دیورند نیز باشد.

 

بنابراین، ‌آنها برای جلوگیری از این رویداد، باید از همه ابزارهای ممکن برای ناامن نگه داشتن افغانستان استفاده کنند که فربه سازی گروهک های تروریستی، دامن زدن به تنش های قومی و مذهبی و همچنین ایجاد بی ثباتی های پایدار و پیوسته در مناطق مرزی، بخشی از این سیاست، محسوب می شود.

 

افغانستان اما برای حل این معضل دیرینه و ریشه دار، گزینه های قابل توجه و کارآمدی در اختیار دارد.

 

یکی از راهکارهای منطقی، زودبازده و اصولی در این زمینه، به رسمیت شناختن مرز دیورند به عنوان سرحد بین المللی میان دو کشور است.

 

این امر از طریق مذاکرات سیاسی و حقوقی دوجانبه و با نظارت طرف های ثالث مانند سازمان ملل متحد و قدرت های منطقه ای و بین المللی، به سادگی امکان پذیر است.

 

راه دیگر برای مهار سیاست های ضد امنیتی و بی ثبات کننده پاکستان، به ویژه آن بخش از سیاست های اسلام آباد که به دشمنی و خصومت دیرینه آن کشور با دهلی نو در افغانستان، مربوط می شود، وادار کردن قدرت های خارجی دارای نیروی نظامی و قراردادهای امنیتی و استراتژيک با افغانستان برای ورود به این عرصه است.

 

ناتو و امریکا، روی کاغذ، متعهد به حمایت از افغانستان در برابر تهدید و تجاوز خارجی هستند و این چیزی است که در حال حاضر، بر سیاست های جاری پاکستان در قبال افغانستان، کاملا صادق و وارد است؛ اما ناتو و امریکا در عمل، هیچ مسؤولیتی در این زمینه بر عهده نمی گیرند.

 

این پذیرفتنی نیست؛ به ویژه از این حیث که بخشی از هزینه هایی که افغانستان در این خصوص، متحمل می شود، برآمده از حضور سنگین نظامی و سلطه سیاسی قدرت های خارجی مانند امریکا و ناتو در کشور ماست؛ چیزی که به نظر می رسد با منافع و اهداف بلندمدت پاکستان، سازگار نیست.

 

بنابراین، قدرت های غربی باید در این خصوص، با رویکرد کابل، همسویی نشان دهند و برای مهار پاکستان، وارد عمل شوند.

 

اگر این راهکارها به کار بسته شوند، معضلات، بحران ها و تنش های جاری میان دو کشور همسایه، به سرعت و برای همیشه، حل خواهند شد؛ اما به کار بستن این راهکارها پیش از هر جیزی نیازمند یک سیاست منسجم، حساب شده و مسؤولانه کابل است.