حل معادله صلح طالبان با فرمول گلبدین


حل معادله صلح طالبان با فرمول گلبدین

طالبان و حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار تایید کرده‌اند که گفتگوهای سری و پنهانی که میان حکومت افغانستان و گروه طالبان در جریان است و براساس طرحی که گلبدین حکمتیار داده به پیش برده می‌شود.

جان نیکلسون؛ فرمانده نیروهای خارجی در افغانستان به تازگی گفته است که گروه طالبان و مقام‌های افغان در حال گفتگوی سری برای برقراری آتش‌بس احتمالی هستند.

 

جنرال نیکلسون بیان داشته که در این گفتگوها برخی کشورهای خارجی و دیپلمات‌های امریکایی دخیل اند.

یک منبع طالبان نیز این اظهارات را تأیید کرده و گفته که تماس‌ها با آنعده از طالبانی برقرار شده که تمایل به صلح دارند و می‌خواهند دست از جنگ بکشند.

به‌گفته این منبع، گفتگوهای فعلی بربنیاد پیشنهادی برقرار شده که از سوی گلبدین حکمتیار چندی پیش مطرح شد.

محمدامین کریم؛ از اعضای حزب اسلامی نیز تایید کرده است که این گفتگوها در جریان است و در مراحل ابتدایی خود قرار دارد.

 

رسانه ای کردن صلح پنهانکارانه ای که بین حلقاتی از دولت، حزب اسلامی گلبدین، نیروهای امریکایی، طالبان و برخی دیگر از مراجع دخیل در این پروژه خیانتکارانه جریان دارد، از سوی فرمانده نیروهای خارجی در افغانستان، حرکتی معنادار و کاملا حساب شده بود.

 

اگرچه کمترین هزینه ای که برای این اقدام پرداخته شد، کشیدن خط بطلان بر اصل «صلح تحت مالکیت افغان ها» بود؛ اصلی که تا پیش از این، خدشه ناپذیر به نظر می رسید و امریکا از حامیان جدی و مصمم آن بود؛ اما در برابر نتیجه ای که از این حرکت، منظور نظر است، هزینه پرداخت شده برای آن، اهمیت چندان چشمگیری ندارد.

 

قدرتمندترین طرف نظامی و سیاسی دخیل در جنگ افغانستان یعنی امریکا، از مهم ترین فصل جنگ افغانستان یعنی سناریوی صلح با طالبان پرده برمی دارد و این بدان معناست که سایر طرف های سیاسی مدعی در افغانستان، حق ندارند نسبت به مشروعیت این روند پنهانی و نتایج آن، چون و چرا کنند و آن را به چالش بکشند.

 

این در حالی است که اگر به عنوان نمونه، اشرف غنی، گلبدین یا شورای عالی صلح به جای جان نیکلسون از آن پرده برمی داشتند، بی تردید با اعتراض شدید و جدی عبدالله و تیم ریاست اجرایی و سایر گیمگران عرصه سیاست افغانستان مواجه می شدند و حتی این امکان وجود داشت که کلیت این روند با بن بست مواجه شود و بحران سیاسی تازه ای پیرامون صلح، شکل بگیرد.

 

با این وصف، طرح این موضوع در فضای عمومی و رسانه ای از سوی جنرال بلندپایه امریکایی و فرمانده کل نیروهای ناتو و خارجی در افغانستان و تأیید این مسأله که امریکا هم در این روند، قویا حضور دارد، نمی تواند از بار خیانتکارانه و تبعات خطرناک این روند بکاهد؛ به ویژه در شرایطی که معادله صلح طالبان قرار است با فرمول فاشیستی گلبدین حکمتیار حل و فصل شود که برآیند آن، تقسیم و تجزیه افغانستان به کام تروریست های قوم گرا و فاشیست های درون و بیرون از نظام خواهد بود.

 

اینکه اردوگاه قومی مرکب از ارگ ریاست وستری و حزب اسلامی گلبدین حکمتیار و بخش هایی از طالبان، در خاکریز واشنگتن، پناه گرفته اند نیز نشان می دهد که توطئه ای مهیب تر و مرگبارتر از جنگ، این بار در پوشش صلح، در جریان است.

 

این توطئه همان چیزی است که در نهایت، تجزیه و تلاشی افغانستان را به کام افراط گرایان قومی، رقم خواهد زد.

 

نکته معنادار دیگری که در پی پرده برداری نیکلسون از سناریوی پنهانکارانه صلح، روشن می شود، این است که سکوت طالبان در قبال طرح های صلح اشرف غنی و گلبدین، بی موجب نبوده است.

 

این گروه تروریستی در حالی که در میدان های نبرد، مرگبارترین و جنایتکارانه ترین حمله ها و هجمه ها را علیه مردم و نیروهای امنیتی افغانستان، ترتیب می دهد، پشت پرده با شرکای خود شامل ارگ و گلبدین و امریکا و چند رژيم حامی تروریزم دیگر در منطقه، سرگرم چانه زنی برای کسب امتیاز در زمین صلح است.

 

در این میان، غایبان بزرگ این معامله خاینانه، مردم افغانستان و جریان های سیاسی و قومی بیرون از دایره قومی قدرت و مغضوبان استعمار نو هستند و این در حالی است که هدف و غایت و نهایت معامله جاری، گیم با سرنوشت جمعی مردم و جریان های سیاسی و قومی افغانستان است و لاغیر.

محمدرضا امینی- نویسنده وستر