حملات غرب کابل؛ همه متهم، همه مسؤول اند


اندکی بعد از وقوع یک انفجار در ورزشگاهی در غرب کابل، انفجار دیگری پس از جمع شدن مردم و نیوزنگاران در این محل رخ داده است.
 
گفته می‌شود فرد مهاجم در حمله دوم خود را در صندوق عقب یک موتری پنهان کرده بود و در هنگام بازرسی، در کمربند محل انفجار اول، خود را منفجر کرده است.
 
یک سخنگوی پولیس کابل گفت که تعداد شهدا به ۲۰ تن رسیده است و ۷۰ تن دیگر زخمی شده اند.
 
دو نیوزنگار شبکه خصوصی طلوع کشته و چهار نیوزنگار از شبکه های یک و خورشید زخمی شده‌اند.
 
شاهدان می‌گویند که مهاجم انتحاری در انفجار اول با کشتن محافظ ورزشگاه وارد آن شده است. به گفته شاهدان در زمان حمله مسابقه‌ای در جریان بوده است.
 
کمتر از یک ساعت بعد، صدای انفجار دوم شنیده شد. تاکنون آمار قطعی تلفات دو انفجار منتشر نشده است؛ اما پیش بینی می شود بر تعداد شهدا افزوده شود.
 
این یک جنگ واقعی است؛ جنگی که به صورت یکجانبه و ناجوانمردانه ای علیه شیعیان بی دفاع اعلام شده است.
 
شیعیان افغانستان همه چیز شان را در قمار دموکراسی بی ریشه و وارداتی امریکایی باختند. آنها اکنون نه رهبری دارند که همانند جنرال دوستم از حیات سیاسی اش برای بقا و حضور شان، هزینه کند، نه توان بستن شاهراه ها و مراکز دولتی و دفاتر کمیسیون انتخابات و مرزها و گمرک ها را دارند و نه چون طالبان و داعش و حزب اسلامی و…  به انبارهای اسلحه و مهمات دسترسی دارند تا با توسل به اهرم هایی مانند تروریزم و انتحار و بمب های کنار جاده و کشتار دیوانه وار نظامیان و غیر نظامیان، حضور حد اکثری خود را بر دولتی که کمر به حذف و انکار آنها بسته، تحمیل و تثبیت کنند؛ کاری که دیگر اقوام به کمک رهبران و گروه ها و احزاب و انتحاری های خود می کنند و از همین رهگذر عملا در گیم سیاست و قدرت و امنیت افغانستان، امتیاز می گیرند و سروری می کنند.
 
با این حال، در ایجاد این وضعیت رقت انگیز و فاجعه بار، همه متهم اند و همه مسؤولیت دارند؛ از خود مردم تا رهبران قومی و دولت و نیروهای خارجی و سازمان ملل و…
 
این جنگ یکجانبه و خونین علیه یک اقلیت مطیع و مدنی و گوش به فرمان و صلح جو، ستمی آشکار است که باید پاسخ داده شود.
 
دولت باید هزینه های سنگین ناشی از سهل انگاری و آسان گیری عمدی خود در مبارزه با تروریزم تکفیری که شیعیان را در این جنگ فرقه ای نابرابر، ناجوانمردانه و بی رحمانه، آماج قرار داده و گروه گروه از کودکان خردسال و جوانان رشید و تحصیلکرده و ورزشکاران نخبه تا زنان و مردان غیر نظامی شان، قربانی می گیرد، بپردازد.
 
غرب کابل یک منطقه صعب العبور و دورافتاده در دل دشت های وحشت خاک‌افغان یا کوهستان های مخوف و پیچیده اچین نیست که دولت و ناتو و امریکا با پیشرفته ترین تجهیزات نظامی آنلاین دنیا هم نتوانند به آنجا برای مهار داعش خونریز و دژخیم دسترسی داشته باشند.
 
غرب کابل، منطقه ای بسته و بسیط در همین پایتخت آلوده و خاکی است با مردمانی که تنها جرم شان مذهب شان، اعتماد و تعهد شان به آزادی و مردم سالاری و مدنیت و قانون و وفاداری شان به نظام سیاسی کشور است.
 
امنیت این منطقه، هرگز ایده بکر و پیچیده ای نمی طلبد که از عهده مسؤولان غیر مسؤول و بی کفایت امنیتی برنیاید. داعش یا هر گروه تکفیری و تروریستی که عمدا مردم غیر نظامی شیعه و هزاره را در مساجد و مراکز فرهنگی و آموزشگاه ها و ورزشگاه ها آماج قرار می دهد، دشمنی مجهول و ناشناخته نیست. همین اکنون صدها تروریست داعشی، میهمانان معزز دستگاه های امنیتی در کابل و فاریاب هستند و جوزجان و ننگرهار هستند. اگر راست می گویید به ازای هر جوان شیعه ای که به خون می غلتد، یک داعشی وحشی را در ملأ عام به دار بیاویزید تا مردم باور کنند، دولت دارند و به خون آنها بها داده می شود.
 
همه متهم، همه مسؤول اند؛ همه آنهایی که این بدیهیات را می دانند؛ اما کاری صورت نمی دهند و البته خود مردم که این ظلم و ستم آشکار را حقیرانه پذیرفته اند و منتظر انتحارها و مرگ های بعدی اند.
 
فاطمه موسوی – وستر