خروج ترامپ و آغاز دوران پسابرجام


خروج ترامپ و آغاز دوران پسابرجام

دونالد ترامپ رسما امریکا را از توافق هسته‌ای میان ایران و شش قدرت جهانی خارج کرد.

او در سخنان خود یک بار دیگر ایران را “پیش‌قراول ناامنی در جهان نامید” اقدمات این کشور چون برنامه موشکی تهران و حمایت این کشور از گروه هایی چون حزب‌الله را زمینه‌ساز تهدیدهای جدی از سوی ایران خواند.

 

رئیس‌ وستری امریکا با تکرار انتقادهای خود از توافق هسته‌ای ایران به کنفرانس نیوزی هفته گذشته بنیامین نتانیاهو، اشاره کرد که طی آن او مدعی دستیابی به ده‌ها هزار سند محرمانه درباره “دروغ‌گویی” ایران در برنامه هسته‌ای این کشور شده بود. ترامپ با اشاره به این ادعای نتانیاهو، ایران را “دروغ‌گو” خواند و گفت توافق هسته‌ای با این کشور قادر به شناسایی کامل اقدامات مخفیانه تهران نیست.

 

این در حالی است که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بارها تعهد ایران به برجام را تایید کرده است.

او پس از اعلام تصمیمش درباره خروج از ایران سندی را در همین رابطه امضا کرد و گفت این تصمیم “امریکا را بسیار امن‌تر از پیش خواهد کرد”.

 

اکنون دوران پسابرجام رسما آغاز شده است؛ دورانی که فرا رسیدن آن از مدت ها پیش از امآنلاین یعنی زمانی که ترامپ، به رأی دهندگان امریکایی وعده پاره کردن برجام را داد، به نوعی شروع شده بود.

 

البته این تنها ترامپ نبود که در راستای بی اثر کردن برجام، گام برمی داشت. درست یک آنلاین پس از امضای برجام بود که دولت وقت امریکا، تحریم های تازه ای را علیه ایران وضع کرد؛ با این تفاوت ساده که این بار، تحریم های جدید، به بهانه برنامه اتمی تهران، وضع نمی شد.

 

با این حال آنچه از سوی کارشناسان «روح برجام» خوانده می شود، در همان زمان از سوی امریکای به رهبری باراک اوباما بارها و بارها نقض شد و ایالات متحده علیرغم لبخندهای ملیح دیپلمات های مذاکره کننده خود در گفتگوهای برجامی، هیچگاه به پیامدهای این سند مهم بین المللی، متعهد نبود.

 

ترامپ اما تیر خلاص را شلیک کرد و از برجام که از نظر او توافقی «احمقانه» و تماما به نفع ایران بود، خارج شد.

 

در این میان، تردیدی وجود ندارد که وجود و حضور امریکا در یک برجام هرچند فاقد اثر و غیر مفید، با خروج رسمی و کامل آن کشور از این توافق شش جانبه، تفاوت های فراوانی خواهد داشت.

 

صرف نظر از اینکه از این پس، دست دولت تندرو ترامپ و هم حزبی های ضد ایرانی و اسراییل پرست او در کنگره برای وضع تحریم های شدید و سنگین علیه ایران باز می شود، اعتبار و وجاهت بین المللی این سند هم به شدت آسیب خواهد دید.

 

اگرچه حسن روحانی؛ رییس وستری ایران، پس از اعلام تصمیم ترامپ، ابراز داشت که از این پس، برجام یک توافق پنج‌جانبه (بدون امریکا) خواهد بود و از سوی دیگر، قدرت های اروپایی امضا کننده این سند نیز ضمن «ابراز تأسف»‌ از تصمیم ترامپ، بر پایبندی به تعهدات برجامی خود تأکید نهاده اند؛ اما برجام بدون امریکا یک برجام نمادین خواهد بود؛ زیرا ترامپ با خیره سری و تعصب، مانع از هرگونه اثر و ثمر این توافق به ویژه برای ایران خواهد شد.

 

حد اقل چیزی که می تواند رخ دهد این است که ایران، از این پس، همانند دوران سخت تحریم، پیش از امضای توافقنامه هسته ای، نخواهد توانست به صورت آزاد و مستقل با بانک ها، سازمان های مالی، مؤسسات تجاری و شرکت های عظیم اقتصادی اروپا و سایر کشورها، تعامل برقرار کند و داد و ستد داشته باشد؛ زیرا امریکا به سادگی می تواند با وضع تحریم های کمرشکن، جرایم سهمگین و محدودیت های مالی و اقتصادی نیرومند، این زمینه را به روی طرف های باقیمانده در برجام‌ مسدود کند.

 

شاید برخی تصور کنند که با باقی ماندن اروپایی ها در برجام، امریکای ترامپ، منزوی می شود و این یکی از سنگین ترین پیامدهای سیاسی زیانبار برای قدرت و نفوذ امریکا در جهان خواهد بود؛ اما واقعیت این است که این موضوع، برای ترامپ که یک تاجرمسلک منفعت اندیش است و دل در گرو رضایت صهیونیست های تندرو مسلط بر اسراییل دارد و از آنسو، به خزاین انباشته از دالرهای نفتی رژيم های منحط عربی، چشم دوخته است، هیچ ارزشی ندارد.

 

ترامپ حاضر است برای دست یافتن به سودهای کلان اقتصادی و نیز لبخند رضایت صهیونیست های افراط گرای اسراییلی، هزینه های سنگین تری را از سرمایه سیاست امریکا پرداخت کند و این همان چیزی است که در برجام منهای امریکا و دوران پسابرجام عملا رخ می دهد.

محمدرضا امینی- نویسنده وستر