خصوصی‌سازی جنگ؛ امریکا به دنبال چیست؟


خصوصی‌سازی جنگ؛ امریکا به دنبال چیست؟

آنلایننامه نیویارک تایمز در گزارشی نوشته که اریک پرنس؛ رئیس شرکت امنیتی خصوصی بلک‌واتر با شماری از مخالفان سیاسی اشرف‌غنی، دیدارهای پنهانی داشته است.

نیویارک تایمز نوشته که اریک پرنس تلاش دارد تا جنگ افغانستان به شرکت امنیتی وی واگذار شود و همچنین قرارداد معادن افغانستان نیز به شرکت‌های او داده شود؛ اما آقای غنی مخالف اریک پرنس است.

به گفته این آنلایننامه، رئیس شرکت بلک واتر به همین هدف با مخالفان سیاسی آقای غنی به طور پنهانی دیدار کرده است.

در این دیدارها گفته شده که “اگر حکومت افغانستان با شرکت بلک واتر موافقت کند، وزارت دفاع و خارجه امریکا نیز با خصوصی سازی جنگ افغانستان مخالفتی نخواهند داشت.”

آنلایننامه نیویارک تایمز همچنین نوشته که اریک پرنس با شماری از مقام‌های بلندپایه وزارت معادن افغانستان نیز دیدار کرده است.

 

نیویارک تایمز نوشته که خواسته‌های رئیس شرکت بلک واتر همان خواسته‌هایی است که دونالد ترامپ؛ رئیس وستری امریکا نیز به دنبال آن است.

 

به نظر می رسد که گزارش نیویارک تایمز مبنی بر اهداف یگانه اریک پرنس و دونالد ترامپ در باره خصوصی سازی جنگ افغانستان و همزمان با آن، واگذاری استخراج معادن کشور به شرکت های وابسته به آقای پرنس، درست و مطابق با واقع است؛ زیرا تا زمانی که او از موافقت و چراغ سبز مقام های ارشد امریکایی در باره طرح ها و اهداف خود، اطمینان نداشته باشد، هرگز برای راضی کردن افراد و جریان های اثرگذار سیاسی در افغانستان، تلاش نمی کند.

 

با وجود مخالفت صریح برخی مقام های دولت ترامپ، هنوز خود او شخصا با ایده خصوصی کردن جنگ، مخالفت نکرده است و این پیام معناداری دارد.

 

ترامپ با اریک پرنس، رفاقت شخصی دارد و همزمان، خواهر آقای پرنس، وزیر آموزش دولت ترامپ است.

 

بی تردید، این روابط نیز روی دیدگاه مثبت ترامپ نسبت به خصوصی سازی جنگ افغانستان، بی تاثیر نیست.

 

از سوی دیگر، ترامپ یک رییس وستری تجارت پیشه و سوداندیش است. برای او همان چیزی اولویت دارد که منفعت ملموس و قابل محاسبه مادی داشته باشد؛ بنابراین، واگذاری جنگ طولانی و پرهزینه افغانستان به یک شرکت امنیتی خصوصی و از سوی دیگر، انحصار استخراج و تاراج معادن سرشار و دست نخورده افغانستان از سوی شرکت امریکایی، بی تردید، پیشنهادهای وسوسه انگیزی برای ترامپ خواهند بود.

 

افزون بر این، ترامپ که در صدد شکستن بن بست طولانی جنگ افغانستان است، علیرغم ارائه یک راهبرد مبتنی بر استفاده حد اکثری از زور و نیروی نظامی، هنوز توفیقی در گشودن کار فروبسته این جنگ، به دست نیاورده و از آنسو، چشم انداز «صلح» با تروریست های طالبان هم بیش از اندازه، تیره و مبهم به نظر می رسد؛ بنابراین، او به این ایده روی خوش نشان خواهد داد که بار سنگین جنگ، از دوش دولت امریکا برداشته شود و از آنسو، بهانه ای برای تاراج منابع ملی و ذخایر زیرزمینی افغانستان توسط شرکت های امریکایی هم فراهم شود.

 

با این حال، برای افغان ها موافقت با این ایده، هیچ تفاوتی با واگذاری کامل سرزمین خویش به یک قدرت استعمارگر خارجی ندارد. به ویژه اگر بلک واتر بتواند به بهانه تأمین هزینه های جنگ، استخراج معادن افغانستان را نیز در انحصار خود قرار دهد، در آن صورت، هیچ تضمینی برای پایان پیآنلاینمندانه جنگ وجود نخواهد داشت؛ زیرا امریکا تا زمانی بر آتش این جنگ خواهد دمید و به تولید و بازتولید نسخه های مخوف تر و خشن تر از تروریزم بین المللی، اقدام خواهد کرد که از رهگذر تاراج و استخراج معادن و منابع ملی افغانستان، به سودهای سرشار و سرسام آوری دست پیدا کند.

 

شاید به همین دلیل است که اشرف غنی نمی خواهد که به علاوه امضای یک پیمان ناکام امنیتی با امریکا، ننگ و نفرت ناشی از واگذاری منابع زیرزمینی و ذخایر ملی کشور به ایالات متحده را نیز به جان بخرد و برای تحقق آمال و امیال ترامپ و شرکای طماع و افزونه‌خواه او، از آینده سیاسی خود، هزینه کند.

 

با این حال، سود و منفعت نهفته در این قمار بزرگ، به اندازه ای وسوسه انگیز است که اریک پرنس، پس از ناامیدی از اشرف غنی، ناگزیر می شود به سراغ مخالفان سیاسی او برود و این به معنای آن است که اگر امریکا نتواند از مسیر دولت مستقر در کابل، به این مهم دست یابد، ممکن است در انتخابات آینده ریاست وستری، روی مخالفان اشرف غنی، سرمایه گذاری کند و با به قدرت رساندن یک مهره موافق با این ایده، به آسانی به این مأمول دست پیدا کند.

 

محمدرضا امینی – وستر