راه حل‌های جداگانه برای مطالبات مشترک؟


راه حل‌های جداگانه برای مطالبات مشترک؟

اشرف غنی؛ رییس وستری برای مشورت پیرامون مسایل مهم ملی از جمله صلح، آتش‌بس، انتخابات و دیگر موضوعات با شماری از سران احزاب سیاسی به‌طور جداگانه دیدار کرد.
 
در این دیدارها که آنلاین دوشنبه انجام شد، آقای غنی با جنرال عبدالرشید دوستم؛ معاون اول ریاست وستری، حامد کرزی؛ رییس ‌وستری پیشین، عبد‌الرب رسول سیاف، صبغت‌الله مجددی، محمدیونس قانونی، عطامحمد نور، محمد محقق؛ معاون دوم ریاست اجرایی، انجنیر محمد خان؛ معاون اول ریاست اجرایی، گلبدین حکمتیار؛ رهبر حزب اسلامی، محمدکریم خلیلی؛ رهبر حزب وحدت اسلامی، محمدالماس زاهد، میرامان الله گذر، حاجی اقبال صافی، حاجی دین‌محمد، عبدالحکیم منیب، محمد اکبری؛ رهبر حزب حراست، سید حامد گیلانی؛ رهبر حزب معاذ ملی، انوارالحق احدی، عبدالهادی ارغندیوال؛ رهبر حزب اسلامی، عطاءالله لودین و شماری از اعضای شورای انسجام جمعیت اسلامی تحت ریاست سید اکرام‌الدین، به شکل جداگانه دیدار کرده است.
 
مشورت و دیدارهای مشورتی با احزاب سیاسی، شخصیت اثرگذار ملی و رهبران قومی بی تردید از لوازم دموکراسی و مردم سالاری و متضمن بقا و قدرت گیری و استحکام بنیادهای آن محسوب می شود.
 
این دیدارها به ویژه در شرایط پیچیده و بحرانی امآنلاین افغانستان، حرکتی خردمندانه و معقول به نظر می رسد که می تواند بار سنگین مهار و مدیریت بحران را از دوش دولت بردارد و آن را میان طیف های وسیعی از نیروهای سیاسی کشور، توزیع کند تا برای بحران های ملی، راه حل های ملی پیدا شود.
 
اما آیا دولت و ارگ ریاست وستری و شخص اشرف غنی نیز به این رویکرد، اینگونه نگاه می کنند؟
 
آیا اساسا هدف از این دیدارها، جلوگیری از استبداد و خودکامه‌گی و تقویت دموکراسی و مردم سالاری در کشور است؟
 
آیا به راستی اعتقادی به یافتن راه حل های ملی برای مشکلات فراگیر جاری، در سطوح بالای تصمیم گیری سیاسی و اجرایی کشور، وجود دارد؟
 
واقعیت این است که با توجه به عملکرد حکومت وحدت ملی و رویکرد شخصی اشرف غنی نسبت به مسایل کلان سیاسی و مدیریتی، پاسخ این پرسش ها منفی است.
 
نفس برگزاری دیدارهای جداگانه میان او و رهبران احزاب سیاسی، شخصیت های ملی، رهبران قومی، رؤسای احزاب و فعالان سیاسی و جهادی، پرسش برانگیز و مبهم است.
 
این دیدارها در شرایطی برگزار می شود که تقریبا همه احزاب و رهبرانی که آقای غنی با آنها جداگانه دیدار کرده، پیشتر مطالبات یگانه و همسان خود را در پوشش ائتلاف بزرگ ملی، ارائه کرده اند.
 
آنها خواستار ایجاد اصلاحات سیاسی واقعی، ابطال روند پر از جعل و تزویر و تقلب ثبت نام رأی دهندگان، تغییر سیستم انتخابات از رأی واحد غیر قابل انتقال به تناسبی، بایومتریک سازی روند انتخابات و مسایلی از این دست هستند.
 
شماری از این احزاب و جریان های سیاسی همچنین پیشنهادهای مشخصی در باره صلح، مبارزه با تروریزم، مذاکره با طالبان، مکانیزم های اعلام آتش بس و… دارند که از تریبون های مختلف در مناسبت های گوناگون مطرح کرده اند.
 
با این وصف، دیدارهای جداگانه با احزاب و رهبرانی که دیدگاه های همسان و مطالبات مشابه و مشترکی دارند، چه معنی دارد؟
 
چرا جز چند تصویر و یک گزارش کلی و مبهم، هیچ جزئیاتی پیرامون پشت پرده این دیدارهای رو در رو به بیرون درز نکرده و در اختیار مردم و رسانه ها قرار نگرفته است؟
 
آیا می توان باور کرد که محتوای دیدارهای جداگانه اشرف غنی با مثلا گلبدین حکمتیار و عطامحمد نور یکسان بوده است؟ همین پرسش را می توان در باره هریک از دیگر رهبرانی که آقای غنی با آنها به تنهایی دیدار کرده نیز مطرح کرد.
 
واقعیت این است که آقای غنی از اینکه برای نخستین بار پس از روی کار آمدن حکومت وحدت ملی، یک ائتلاف بزرگ سیاسی در ابعاد ملی، در برابر سیاست ها و برنامه های او برای آینده سیاسی و سرنوشت جمعی مردم افغانستان، شکل گرفته، هراسان است.
 
او نمی تواند شاهد شکل گیری جریانی باشد که در مسیر بازگشت به دیکتاتوری، استبداد، انحصارطلبی و شخصی سازی مبانی قدرت و کانون های تصمیم سازی سیاسی در افغانستان، مانع ایجاد کند.
 
اینکه آقای غنی به سبک آنچه حامد کرزی در زمان قدرت خود، در برابر تشکیل «جبهه ملی» به رهبری برهان الدین ربانی واکنش نشان نداد و آن را عامل بیگانه خطاب نکرد، لزوما نمی تواند نشانگر رضایت و حمایت او از تشکیل ائتلاف بزرگ ملی افغانستان باشد.
 
آقای غنی که پیش از این، سعی کرد برخی از قدرتمندترین مهره های این ائتلاف را بدنام سازد، به حاشیه براند، حذف کند و برای همیشه از قدرت دولتی و فعالیت سیاسی، خلع نماید، اکنون چگونه می تواند با ائتلافی تا این مایه بزرگ و فراگیر و فراقومی و ملی و افغانستان شمول و قدرتمند و اثرگذار کنار بیاید و موجودیت آن را خطری برای قدرت کنونی و برنامه های آینده خود برای انحصار و مصادره قدرت سیاسی در همه ابعاد و زمینه ها ارزیابی نکند؟
 
بنابراین، دیدارهای جداگانه با احزاب و رهبرانی که پیش از این، مواضع و مطالباتی یکسان، مشترک و مشابهی را از حکومت در زمینه های مختلف، مطرح کرده اند، تنها یک انگیزه دارد و آن، تلاش برای ایجاد رخنه و شکاف و اختلاف در ائتلاف بزرگ ملی و به این ترتیب، لگام زدن به آن به منظور تضعیف قدرت و فشار این جریان بر ارگ است و این همان چیزی است که می توان از آن به عنوان «راه حل جداگانه برای مطالبات مشترک» یاد کرد؛ شگردی که تنها یک حکومت توتالیتر، تمامیت خواه و دموکراسی ستیز می تواند به آن متوسل شود.
 
محمدرضا امینی – وستر