عوامل و پیامدهای رسوایی جهانی انتخابات افغانستان


عوامل و پیامدهای رسوایی جهانی انتخابات افغانستان

سرور دانش؛ معاون دوم اشرف غنی می‌گوید که کمیسیون انتخابات با تاخیر در اعلام نتایج و نداشتن مدیریت درست، در حق مردم جفا کرده است.
 
آقای دانش گفت که کمیسیون انتخابات، با ناکارآمدی‌هایش حیثیت افغانستان را نزد جامعه جهانی زیر سؤال برده است.

او گفت: «کمیسیون انتخابات، پروسه ملی انتخابات را به یک سرافکندگی برای مردم تبدیل کرد، اکنون صبر مردم تمام شده و دیگر ناکارگی‌های این کمیسیون قابل تحمل نیست.»

آقای دانش گفت که حکومت وحدت ملی «مکلف» است که اصلاحات بیشتری در کمیسیون‌های انتخاباتی در نظر بگیرد و از دچار شدن سرنوشت انتخابات ریاست وستری به این وضعیت جلوگیری کند.

 

پیشتر بنیاد انتخابات شفاف افغانستان (تیفا) هم مدعی شد که فساد اخلاقی در سطوح مختلف کمیسیون انتخابات وجود دارد.

نعیم ایوب زاده؛ رییس تیفا گفت:”کارمندان کمیسیون هم از کاندیدان زن درخواست نامشروع کرده و هم از همکاران زن در کمیسیون.”

کمیسیون انتخابات، ادعاهای تیفا را بی‌اساس و شهرت‌طلبانه خوانده است.

 

بسیاری از محورهای موضع گیری تازه سرور دانش درباره عملکرد کمیسیون انتخابات و بازتاب ها و بازخوردهای آن برای آبرو و حیثیت و وجهه و جایگاه دولت افغانستان در عرصه ملی و بین المللی، کاملا درست و مطابق با واقع است.

 

کمیسیون انتخابات نه تنها با سوء مدیریت، فقدان برنامه و ظرفیت و ناتوانی های شرم آور، یک روند مهم و حیاتی ملی را به بن بست و بحران کشاند؛‌ بلکه با فساد، ظلم، سرقت و دستبرد به آرای مردم، خیانت در امانت و نقض مکرر، صریح، عامدانه و آگاهانه قانون، آخرین بقایای بنیاد دموکراسی منحصر به فرد وطنی را نابود کرد و مردم را نسبت به هرچه شعار مردم سالاری و انتخابات، برای همیشه بدبین و بدگمان نمود.

 

جرایم و عملکردهای مجرمانه و خیانتکارانه ای که رهبران و اعضای ارشد کمیسیون انتخابات، مرتکب شده اند، هرگز قابل بخشش و گذشت و چشمپوشی نیستند؛ اما آنها بی تردید، تنها مسؤولان این فضاحت بزرگ ملی و رسوایی بی کران بین المللی نخواهند بود.

 

آقای دانش، در بخشی از سخنان صریح و بی پرده خود علیه مسؤولان کنونی کمیسیون انتخابات، به این نکته هم اشاره کرد که دولت «مکلف» است تا با ایجاد اصلاحات بیشتر در کمیسیون های انتخاباتی، از تکرار تجربه تلخ انتخابات بدنام پارلمانی در انتخابات ریاست وستری، جلوگیری کند.

 

این بخش از سخنان آقای دانش، امیدبخش و ستایش برانگیز است؛ اما در این میان، یک نکته دیگر را هم نباید از یاد برد و آن اینکه دولتی که در قبال سلامت و شفافیت انتخابات ریاست وستری، احساس دین و تکلیف می کند، آیا در برابر آنچه بر سر انتخابات پارلمانی آمد، هیچ مسؤولیتی ندارد؟ دولت آیا در برابر فساد و بی عدالتی و رأی فروشی و ظلم و خیانتی که همین اکنون در کمیسیون های انتخاباتی بر سر آرای مردم در انتخابات پارلمانی، جریان دارد، مسؤول نیست؟ چه کسانی اعضا و مسؤولان و کمیشنرهای کنونی کمیسیون های انتخاباتی را گزینش، منصوب و تأیید کرده و به کار آنها برای خیانت و دستبرد بدون پیگرد به آرای مردم، مشروعیت و قدرت داده است؟

 

اگر قرار بر این باشد که دولت هم انتقاد کند، مردم هم انتقاد کنند و رسانه ها و تحلیلگران هم انتقاد کنند، پس چه کسی باید به این انتقادها توجه کند و به آن ترتیب اثر بدهد؟ آیا این رویکرد ریاکارانه، شبیه داستانی نیست که در آن، هم دزد، فریاد دزد دزد سرمی دهد و هم کسی که اموالش مورد دزدی و دستبرد قرار گرفته است؟ شراکت با دزد و رفاقت با قافله، نه تنها کمکی به بهبود این وضعیت نمی کند؛ بلکه آن را بدتر و وخیم تر می سازد و دست یافتن به راه های حل آن را دشوارتر می کند.

 

هنگامی که ویدیوی گفتگوی خصوصی کمیشنران انتخابات، منتشر شد، چرا آقای دانش و امثال او، وارد عمل نشدند؟ وقتی کمیسیون سمع شکایات انتخاباتی، آرای فاقد بیومتریک را باطل اعلام کرد، چرا از سوی آقای دانش و حکومت متبوع او، حمایت نشد؟ وقتی همان کمیسیون، آرای کابل را باطل کرد و دستور برگزاری انتخابات دوباره در پایتخت را داد، چرا حکومت، با توسل به روش های سنتی و غیردموکراتیک، جلو این ماجرا را گرفت؟

 

نزدیک به سه ماه از برگزاری انتخابات پارلمانی می گذرد و هنوز نتایج «ابتدایی» هم اعلام نشده است؛ اما آقای دانش تازه متوجه شده که کمیسیون انتخابات، آبروی افغانستان را در جهان برده و موجب بدنامی دموکراسی مضحک وطنی شده است. اینهمه در حالی است که خود آقای دانش، از نخستین کسانی بود که در آنلاین انتخابات، ۴۵ دقیقه پشت دروازه بسته سایت رأی گیری منتظر ماند تا کارمندان انتخاباتی، از خواب بیدار شوند و مرکز را باز کنند.

 

به نظر می رسد برای بهبود حال و درمان بیماری حاد مردم سالاری مریض و مفلوک افغانستان، به چیزی بیش از موضع گیری های عامه‌پسند و حتی اصلاحات نمادین و غیربنیادین نیاز است. در غیر آن، پیامد این آسان‌گیری ریاکارانه، به سرعت دامن دولت را که تظاهر به دموکراسی می‌کند هم خواهد گرفت و افغانستان را با «دستاوردهای ۱۸ ساله» به شرایطی غیرقابل بازگشت، عقب خواهد راند.

 

علی موسوی – وستر