فاجعه چنارتو؛ طالبان با چه نیرویی می‌جنگند؟


فاجعه چنارتو؛ طالبان با چه نیرویی می‌جنگند؟

جنگجویان طالبان به یک پایگاه نظامی ارتش در ولسوالی چنارتو ولایت ارزگان حمله کردند و کنترل پایگاه را به دست گرفتند.
 
اخترمحمد؛ فرمانده پولیس ولسوالی چنارتو گفت در این حمله ۴۴ نفر از نیروهای ارتش کشته شدند و اجساد شان هنوز در میدان جنگ باقی مانده است.
 
او می‌گوید تنها جسد سه سرباز و شماری از زخمیان در فرماندهی وپلیس نزد آنهاست.
 
او می‌گوید جنگجویان طالبان آنها را از چهار طرف محاصره کرده‌اند و به دولت هشدار می‌دهد که اگر نیروهای کمکی به آنها نرسد، سربازان پلیس در این ولسوالی نیز کشته خواهند شد.
 
مقام‌های نظامی این ولایت اما تنها سقوط پایگاه نظامی را به دست طالبان تائید می‌کنند و آمار تلفات را بسیار کمتر می‌خوانند.
 
محمد معروف احمدزی، فرمانده پلیس ارزگان تایید می‌کند که پایگاه نظامی در ولسوالی چنارتو به دست طالبان افتاده اما در این رویداد تنها سه سرباز کشته و سه نفر دیگر زخمی شدند.
 
این رویداد در شرایط عادی، نیوز از وقوع یک فاجعه مهیب و هولناک می دهد؛ اما در افغانستان، به سرعت در میان انبوه نیوزهای مشابه و نیز واکنش های ضد و نقیض مقام های محلی و مرکزی نسبت به آمار کشته شدگان به سرعت فراموش شده و نادیده گرفته خواهد شد.
 
با این حال، این نیوز آشکارا نشان می دهد که دیواره های دفاعی، تمهیدات تدافعی و تدابیر بازدارنده ما در برابر یک دشمن پا برهنه و آماتور چگونه به آسانی درهم شکسته و به صورت غیر قابل باوری در معرض تلاشی و فروپاشی قرار گرفته است.
 
آیا ارتش و نیروهای امنیتی کشور در برابر حملات خونین تروریست های وحشی طالبان، در حال شکست و فروپاشی هستند؟
 
طرح این پرسش بدون هیچ خودسانسوری، پنهانکاری و آرایه های ریاکارانه و مزورانه شاید بتواند مقام های غیر مسؤول امنیتی و تصمیم سازان اصلی در باره شیرازه متلاشی شده امنیت کشور را اندکی به تکان و تأمل وادارد.
 
به واقع، این پرسش بسیار جدی است که گروه تروریستی طالبان با چه نیرویی می جنگد؟ مراکز برنامه ریزی راهبردی، فرماندهی مرکزی، کانون های رهبری، منابع تغذیه و تأمین مالی و ماشین جنگی این نیروی آماتور و وحشی در کجا قرار دارند و چگونه تأمین می شوند؟
 
آیا این عاقلانه است که نیروهای امنیتی افغانستان با دریافت سالانه میلیاردها دالر از سوی قدرتمندترین کشورهای جهان در برابر یک گروه تروریست و بی پایگاه و فاقد پشتوانه های رسمی دولتی، اینگونه به خاک و خون بنشینند و فروبپاشند؟
 
آیا فاجعه چنارتو و  ده ها فاجعه مشابه دیگر، نشانگر آن نیست که طالبان به مراتب در وضعیت بهتری نسبت به نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان قرار دارند؟
 
آنها که در ظاهر امر نه وزرای دفاع و داخله و رییس امنیت ملی و یک دولت رسمی با سازوکاری عریض و طوبل در اختیار دارند و نه از حمایت های همه جانبه مالی و تسلیحاتی و نیروی نظامی قدرت های خارجی در تراز جهانی برخوردار اند، چگونه می توانند بر نیروهای نظامی افغانستان اینگونه هزینه های سنگین و خونین را تحمیل کنند؟
 
بهتر است دست کم یکبار به طور جدی به این پرسش ها فکر شود. یا حمایت قدرت های خارجی از دولت و نیروهای مسلح افغانستان، یک دروغ بزرگ است و طالبان بیشتر از نظامیان دولتی افغانستان از سوی همان قدرت ها تأمین و تجهیز می شوند و یا دست های نیرومند و خیانت پیشه ای از درون دولت و دستگاه های دفاعی و امنیتی کشور و نیروهای خارجی، به نفع تروریزم طالبانی، کار می کنند و به نیروهای ارتش و سایر نظامیان کشور، از پشت خنجر می زنند و آنها را از درون متلاشی می کنند.
 
 در هر دو صورت، فجایعی مانند آنچه در چنارتو رخ داده است، تقصیر رزمندگان مظلوم در صفوف نیروهای امنیتی نیست. این یک توطئه ناجوانمردانه است که ریشه ها و آبشخورهای قدرتمندی در درون دولت، نیروها و قدرت های خارجی دارد و نیاز به ارزیابی های جدی و بیطرفانه است.
 
با این حال، این حقیقت کاملا محرز و روشن است که تروریست های طالبان، از آسمان تأمین نمی شوند. آنها از نیرویی ماورایی و فراواقعی برای پیشبرد ماشین جنگی شان برخوردار نیستند. منابعی هستند که ده ها برابر بیشتر از نیروهای امنیتی، برای تروریست ها، پول و امکانات و نیروی انسانی و نقشه های جنگی و راهبردهای رزمی فراهم می کنند.
 
نکته غم انگیزتر اما این است که خون ده ها شهید چنارتو و هزاران شهید همسنگر آنها در دیگر جبهات که طی این سال ها به دست دژخیمان طالبان، بی رحمانه بر زمین ریخته شده، در قمار صلح قومی اشرف غنی و امریکا و تروریست های طالبان، معامله و برای ابد، فراموش خواهد شد.
 
فاطمه موسوی – وستر