نبض تند دیپلماسی جهان؛ چه در سر اون می‌گذرد؟


نبض تند دیپلماسی جهان؛ چه در سر اون می‌گذرد؟

دونالد ترامپ و کیم جونگ اون، در سنگاپور با یکدیگر ملاقات کردند.

آقای ترامپ گفته است که “احساس خوبی” دارد و پس از ورودش به سنگاپور در توییتر خود نوشته که “در فضا هیجان هست”.

او ابراز امیدواری کرد که این دیدار به خلع سلاح هسته‌ای کوریای شمالی منجر شود و سپس بعد از ساعتها گفتگو با همتای کره ای خود سندی را امضا کرد.

 

مایک پومپئو؛ وزیر خارجه امریکا هم گفته که امریکا به دنبال خلع سلاح هسته‌ای “کامل، قابل تایید و غیرقابل بازگشت” کوریای شمالی است.

 

نویسنده رسمی کوریای شمالی (کی سی ان ای) هم اعلام کرده که کیم جونگ اون قصد دارد درباره “سازوکار دائم و پایدار حفظ صلح” و عاری شدن شبه جزیره کوریا از تسلیحات هسته ای با دونالد ترامپ گفتگو کند.

 

دونالد ترامپ پیشتر گفته بود که هدفش از دیدار با کیم جونگ اون، برقراری رابطه ای خوب با رهبر کوریای شمالی است که به یک “روند” برای رسیدن به توافق نهایی منجر شود.

 

به این ترتیب، این دیدار هم برای رهبران دو کشور و هم برای کلیت دیپلماسی جهان، رویدادی تاریخی، تعیین کننده و بی تکرار محسوب می شود.

 

ترامپ از اینکه توانسته به عنوان رییس وستری برحال امریکا طلسم گفتگوهای مستقیم و رویارو با کوریای شمالی را بشکند و این رکورد بی مانند را به نام خود ثبت کند، بی تردید به خود خواهد بالید؛ اما این برای دستگاه دیپلماسی امریکا کافی نیست.

 

همانگونه که پیشتر مایک پنس، مایک پمپئو و جان بولتون گفته اند امریکا می خواهد نزدیک ترین تهدید هسته ای جهان علیه امریکا را از مسیر دیپلماتیک از میان بردارد و به این ترتیب، قدرت امریکا را همچنان خدشه ناپذیر و پایدار نگه دارد.

 

برای کوریای شمالی اما باز شدن دروازه های این کشور به روی اقتصاد و بازار جهانی، شکستن لاک انزوا و محاصره و تحریم و ارتباط گسترده و مبتنی بر حسن نیت و همکاری با امریکا و غرب، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.

 

خوش بینی رسانه های دولتی کوریای شمالی در رابطه با شکل گیری فصل تازه ای از روابط میان پیونگ یانگ و واشنگتن، تصادفی نیست. این همان چیزی است که در سر کیم جونگ اون هم می گذرد و او به همین امید، راهی سنگاپور شده است.

 

اون اما برای دست یافتن به این هدف، تنها یک کارت برنده کارآمد، مؤثر و عمیقا مجاب کننده در اختیار دارد: تسلیحات اتمی و موشک هایی که حالا می توانند عمق خاک امریکا را هدف قرار دهند.

 

این نیز از معجزات دیپلماسی مدرن است که رهبرانی که دیآنلاین با استفاده از بدترین و رکیک ترین تعبیرهای غیر دپیلماتیک و با زبان و ادبیاتی به شدت گزنده و زهرآگین، به همدیگر حمله می کردند، فردا همدیگر را به آغوش می کشند، به گرمی لبخند می زنند و بر سر یک میز می نشینند تا در مورد طرح صلح و دوستی، رایزنی کنند.

 

سیاست مدرن گاه به نحو غیر قابل درکی انعطاف پذیر است؛ زیرا این تنها تضاد یا یگانگی منافع و اهداف است که می تواند تعیین کننده تخاصم یا تعامل دولت ها با همدیگر باشد؛ نه تعارض های ایدئولوژيک یا اختلاف دیدگاه ها و باورهای سیاسی و فرهنگی.

 

این شاخصه، هم نوعی نقطه قوت محسوب می شود و هم به گونه ای، پاشنه آشیل و نقطه ضعف به حساب می آید. نقطه قوت از این حیث که در این جنس از دیپلماسی، دوستی یا دشمنی دایمی وجود ندارد و همه چیز می تواند طبق شرایط، به سرعت تغییر کند و نقطه ضعف آن این است که در صورت تغییر پارادایم های معامله، اخلاق و تعهد و صداقت نخستین قربانیان خواهند بود؛ همان چیزی که در روابط دیآنلاین رهبران امریکا و کوریای شمالی، در سطحی بسیار نازل و وقیح، شاهد آن بودیم.

 

ترامپ به کیم جونگ اون «مرد کوچک اتمی» لقب می داد و رهبر کوریای شمالی نیز ترامپ را «دیوانه‌ای روان‌پریش» توصیف می کرد.

 

فردا اگر دو رهبر نتوانند به اصول مشترکی برای رسیدن به اهداف مورد نظر خود دست پیدا کنند، لبخندهای ملیح دیپلماتیک، بار دیگر جای خود را به دندان بهم‌ساییدن های خشمگینانه و دیوانه وار خواهد داد؛ این مهم به ویژه زمانی بیشتر محتمل خواهد بود که ترامپ پس از خلع سلاح اتمی کوریای شمالی، مانند سایر موارد، به آسانی قید اخلاق و تعهد و صداقت را بزند و به هرچه قرار گذاشته بود، پشت کند.

محمدرضا امینی – نویسنده وستر