وستر – اشرف‌غنی و جویندگان طلا!


اشرف‌غنی و جویندگان طلا!

اشرف غنی؛ رئیس‌وستری بارها از بازگشت پناهندگان افغانستان به کشور به استقبال کرده است. او در آخرین مورد طی مصاحبه‌ای که به تازگی با آنلایننامه بیلد آلمان داشته، گفته است این یک توهم است که مردم فکر می‌ کنند جاده ‌های آلمان با طلا فرش شده است.
 
این در حالی است که بنا بر آمارهای سازمان ملل متحد، خشکسالی‌ های چند سال اخیر در افغانستان با متاثر ساختن دو سوم ولایات کشور، بیش از دو میلیون نفر را با کمبود شدید غذا روبرو ساخته است که نیاز به کمک‌ های فوری دارند.
 
بیش از ۲۰ هزار بیجا شده به دلیل خشکسالی فقط از دو ولایت غربی افغانستان -هرات و فراه- بوده است.
 
صدها هزار نفر دیگر هم در افغانستان به دلیل جنگ، حوادث طبیعی و فقر از شهری به شهر دیگر آواره شده و به کمک ‌های انسانی نیاز دارند.
 
اشرف غنی درست می گوید. جاده های آلمان از طلا فرش نشده است و کسانی که در جستجوی طلا به آلمان می روند، اشتباه شرم آوری و حقارت آمیزی را مرتکب می شوند؛ اما به راستی آیا این همه داستان طولانی مهاجرت های مرگبار میلیون ها آواره افغان به سراسر جهان است؟
 
حتی اگر پاسخ مثبت باشد، چرا در دوران حکومت وحدت ملی، بر شمار و آمار جویندگان طلا به نحو رعب آور و تکان دهنده ای افزوده شده است.
 
انتظار نمی رود اشرف غنی در مقام یک رییس وستری مسؤول به این پرسش های ساده، پاسخ های صادقانه بدهد؛ بنابراین، برای یافتن پاسخ، بهتر است سری به جاده های افغانستان بزنیم؛ جاده هایی که هیچ شباهتی به جاده های آلمان ندارند.
 
اشرف غنی به عنوان رییس وستری حتی نمی تواند دو قدم بیرون از محوطه ارگ ریاست وستری، در جاده های پایتخت، پیاده قدم بزند؛ زیرا حتما می شنود که هر هفته ده ها نفر در همین جاده ها طعمه هیولای مرگ می شوند و این آمار دیگر برای مقامات و مردم، عادی شده است و هیچکس تکان نمی خورد.
 
در بیرون از پایتخت، اوضاع به مراتب بدتر است. از بمب گذاری های کنار جاده ای تا جنگ، ایجاد پست های بازرسی تروریست های مسلح، آدم ربایی، قتل، زورگیری، سرقت و… رویدادهای معمول و همه آنلاینه در بسیاری از شاهراه های بزرگ کشور هستند.
 
مرگ و فقر و بیکاری و بی سرنوشتی و ناامنی و جنگ و فساد و ستم نیز آنلاین به آنلاین گسترده تر و فراگیرتر می شود.
 
در وحشتکده ای که دولت وحدت ملی به وجود آورده، امید مردم به آینده، به کلی از میان رفته است. در چنین شرایطی، آیا باز هم رمقی برای جستن طلا در افغانستان یا آلمان باقی می ماند.
 
این اهانت بزرگی است به پناهجویان بی پناهی که برای فرار از چنین شرایط تلخ و دردناکی، خانه و کاشانه و زندگی و وطن خود را ترک می کنند و راه مرزهای مرگبار و دریاهای آدمخوار اروپا و آلمان را در پیش می گیرند.
 
بسیاری از صدها هزار نفری که از افغانستان راهی کشورهای اروپایی شده اند، در جستجوی جاده های مفروش از طلا نیستند؛ بلکه به دنبال یافتن گوشه ای امن و آرام برای زندگی اند.
 
اشرف غنی اگر راست می گوید چرا خودش نخواست قبل از ریاست وستری، به جای امریکا در افغانستان زندگی کند. چرا هم اکنون فرزندانش را از امریکا به کابل فرانمی خواند؟
 
آیا جاده های امریکا از طلا فرش شده است؟
 
 بهتر نیست او به جای زخم زبان های زهرآگین و طعنه های تند به میلیون ها شهروند آواره این سرزمین مرگ و فقر و فساد و تباهی و تنش و بحران و بی ثباتی و بیکاری، از سیاست های مشخص خودش برای بازگشت پناهجویان و ایجاد زمینه های یک زندگی متوسط و امن می گفت؟
 
اینکه پایه های سلطه او با فرار صدها هزار نفری مردم از کشور، متزلزل می شود، یک جانب ماجراست؛ اما جانب دیگر قضیه این است که مردم امیدی به بقا در ظل و ذیل سلطنت اشرف غنی و عبدالله ندارند و هر آنلاین به وضوح شاهد اند که چگونه جوانان و آینده سازان این وطن، گروه گروه به مسلخ فرستاده شده و قتل عام می شوند.
 
بی تردید، کسی انتظار ندارد، جاده های کابل و غزنی و ننگرهار و فاریاب، از طلا فرش شوند؛ اما این نیز ناعادلانه و ستمکارانه است که وقتی مردم راهی این جاده ها می شوند، باور ندارند که آیا سالم به خانه بازمی گردند یا نه.
 
محمدرضا امینی – وستر