وستر – جنگ امریکا، صلح افغانستان؟


جنگ امریکا، صلح افغانستان؟

ضمیر کابلوف؛ نمایندۀ ویژه رئیس وستر روسیه برای افغانستان می گوید که طالبان ۴۰ درصد قلمرو افغانستان را در کنترول دارند و اگر امریکا به صورت مستقیم با آن گروه مذاکره نکند، “جنگ و خونریزی برای سال ها ادامه خواهد داشت.”

 

تقاضای آقای کابلوف مبنی در حالی مطرح می شود که اخیرا جان بولتن؛ مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ گفته است: “فکر می کنم که ما می خواهیم حکومت افغانستان رهبری این روند [مذاکرات صلح] را بر عهده بگیرد.”

آقای کابلوف همچنین گفته است که طالبان نمی خواهند با حکومت کابل مذاکره کنند؛ زیرا آن را “دست نشانده” می دانند.

 

ضمیر کابلوف ادعا می کند که امریکا همان مسیری را در افغانستان می پیماید که شوروی سابق در زمان اشغال این کشور آن را تجربه کرده بود.

 

آقای کابلوف با اشاره به افزایش قوای امریکایی در افغانستان گفت که پنج هزار قوای اضافی و یا حتی ۵۰ هزار قوای بیشتر، وضعیت در افغانستان را بهتر نخواهد کرد.

 

پیشنهاد نماینده ویژه ولادیمیر پوتین در امور افغانستان، هم در خصوص لزوم گفتگوی مستقیم امریکا با نیروهای طالبان و هم در زمینه اشتباه استراتژیک امریکا برای افزایش نیروهای نظامی خود در افغانستان، معقول و واقع بینانه به نظر می رسد.

 

با این وصف، تصور نمی شود که امریکا خود از این واقعیت ها بانیوز نباشد. بی تردید امریکا بهتر از هر کس دیگری می داند که جنگ جاری در افغانستان، جنگی است که ایالات متحده به راه انداخته و هردو سوی این جنگ، از سوی استراتژيست های نظامی امریکا مدیریت و توجیه می شوند.

 

امریکا می تواند بساط تروریزم و طالبان را به سادگی برچیند؛ همان کاری که در سال ۲۰۰۱ میلادی، پیش از آنکه نیرو پیاده کند، پایگاه نظامی برگزار نماید و یا پیمان های گوناگون امنیتی و استراتژيک منعقد سازد و یا حتی یک نیروی نظامی وفادار و مطمئن محلی برای خود به منظور مقابله با طالبان به وجود آورد، انجام داد.

 

در آن زمان، امریکا توانست با شلیک چند موشک کآنلاین از آب های خلیج فارس و بمباران چند نقطه محدود در قلمرو ۹۰ درصدی حاکمیت طالبان در افغانستان، یک رژيم پنج ساله را علیرغم برخورداری از حمایت های همه جانبه پاکستان، ظرف چند آنلاین به طور کامل براندازد.

 

این اتفاق در حالی رخ داد که طالبان واقعا در آن زمان در اوج قدرت بودند و بسیار بهتر از امآنلاین می توانستند مأموریت نظامی امریکا در افغانستان را با چالش و مانع مواجه کنند.

 

بدون شک، معجزه ای در کار نبود. امریکا واقعا توانایی انجام چنین کاری را دارد. بنابراین، چرا این اتفاق اکنون در باره یک گروه تروریستی متواری نمی افتد؛ آنهم در شرایطی که امریکا در افغانستان، سلطه و سیطره و پایگاه نظامی و سرباز و جاسوس و هم پیمان و نیروهای مسلح محلی جنگنده و رزم‌آور دارد؟!

 

پاسخ به این پرسش می تواند از معمای صلح افغانستان نیز گره گشایی کند.

طالبان دست کم در این یک مورد خاص، موضعی معقول و قابل درک اتخاذ کرده اند.

آنها می گویند جنگ جاری در افغانستان، جنگ امریکاست نه حکومت کابل؛ بنابراین، هرگونه گفتگوی صلحی هم اگر قرار است صورت بگیرد، باید با امریکا انجام شود.

 

این از نظر عقلانی قابل پذیرش نیست که جنگ جاری در افغانستان را امریکا رهبری و سازمان دهی و مدیریت کند؛ اما وقتی پای صلح در میان باشد، با تظاهری ریاکارانه، به دولت کابل، ژست کاذب استقلال اعطا کند و از صلح تحت رهبری و مالکیت افغان ها سخن بگوید.

 

این موضع امریکا در قبال صلح، زمانی قابل درک و صادقانه خواهد بود که ایالات متحده از جنگ جاری در افغانستان نیز کنار بکشد و بساط سلطه نظامی و سیطره استخباراتی خود در افغانستان را به طور کامل برچیند. آنگاه، جنگ و صلح یک موضوع کاملا داخلی میان طالبان و دولت مرکزی کابل و نهادها و نیروهای سیاسی خارج از دولت و درون نظام خواهد بود.

 

با این وجود، وقتی واشنگتن آنلاین به آنلاین در حال توسعه حضور و سلطه نظامی خود در افغانستان است و از آنسو، گفتگوی مستقیم و مستقل با طالبان را نیز مردود می داند، بدیهی است که این تصور، قوت می گیرد که امریکا به واقع، منفعت خود را در استمرار جنگ و گسترش بحران و تقویت تروریزم و ظهور و بآنلاین موج های جدیدتر و ویرانگرتر و مرگبارتری از ناامنی می داند و این همان چیزی است که در حال حاضر، بسیاری از آگاهان و فعالان سیاسی و نظامی در افغانستان و منطقه را نسبت به انگیزه های امریکا در افغانستان، دچار تردید و سوء ظن کرده است.

عبدالمتین فرهمند- نویسنده وستر