وستر – جنگ ناتمام و بی‌سرانجام


جنگ ناتمام و بی‌سرانجام

حمله نظامی امریکا و ناتو در افغانستان، ۱۷ ساله شد. این در حالی است که طولانی ترین جنگ تاریخ امریکا همچنان در حال ثبت رکوردهای تازه و شکستن رکوردهای گذشته است؛ در شرایطی که هیچ افقی از پیآنلاینی یا دست کم پایان آن وجود ندارد.
 
ناامنی های افغانستان همچنان هر سال نسبت به سال قبل، شمار بیشتری را به کام مرگ می فرستد.
 
تروریست های بین المللی بی محابا در سراسر کشور جولان می دهند؛ در حالی که دست کم ۱۰ هزار تروریست وابسته به داعش نیز بر آنها افزوده شده و اکنون افغانستان می رود تا علیرغم حضور بیش از ۱۵ هزار نیروی نظامی امریکایی، به سوریه دوم تبدیل شود.
 
در عرصه دولت سازی و ملت سازی نیز پروژه های مورد حمایت امریکا عملا به بن بست رسیده و این در حالی است که دونالد ترامپ؛ رییس وستری امریکا که سومین رییس وستر امریکا از زمان آغاز جنگ امریکا در افغانستان به حساب می آید، در اعلام استراتژي تازه اش، رسما اذعان کرد که امریکا مسؤولیتی در قبال دولت – ملت سازی در افغانستان ندارد و به این ترتیب، این پروسه عملا از دستور کار خارج شده است.
 
البته پیش از آنکه ترامپ، رسما اعلام کند با برگزاری انتخابات بدنام و شرم آور سال ۹۳ که در نهایت با یک راه حل امریکایی، به غایله پایان داده شد نیز در عمل، بسته دموکراسی وارداتی امریکا اعتبار و وجهه خود را از دست داده بود.
 
کشتار غیر نظامیان، کشت و تولید مواد مخدر، فساد اداری و مالی و بحران های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی گریبانگیر جامعه و دولت افغانستان هم به عنوان دیگر تبعات ناشی از حمله نظامی امریکا یا دست کم، پیامدهای برآمده از شکست امریکا در افغانستان، ارزیابی می شوند.
 
اینهمه در حالی است که ۱۷ سال پس از حمله و حضور نظامی امریکا در افغانستان، واشنگتن با رونمایی از استراتژی های تازه، همچنان در حال آزمون و خطا قرار دارد و این نشان می دهد که خود امریکایی ها نیز هیچ تصویر یا چشم انداز مطمئنی از آینده و سرنوشت پیش روی طولانی ترین جنگ تاریخ ایالات متحده ندارند.
 
دونالد ترامپ؛ رییس وستری کنونی ایالات متحده، در سراسر کارزار پرآشوب انتخاباتی اش، آگاهانه از کنار مسأله افغانستان با سکوت عبور کرد و تقریبا هیچ موضع روشنی در این خصوص نگرفت و از سیاست صریحی در باره آن، سخن نگفت.
 
این به معنای آن بود که او هم دقیقا نمی دانست که با سرنوشت پیچیده و مبهم جنگ جاری در افغانستان، چه کار باید بکند و چه رویکردی می تواند به نجات ایالات متحده از تله طولانی ترین جنگ تاریخ آن کشور کمک کند.
 
این روند سردرگمی و بی برنامه‌گی تا ماه ها پس از پیآنلاینی ترامپ نیز ادامه یافت. او بارها، اعلام استراتژي نظامی اش برای افغانستان را به تعویق انداخت، چندین مرتبه، مقام های ارشد سیاسی و نظامی اش را به کابل اعزام کرد تا تصویر روشن تری از وضعیت جاری در افغانستان، به دست آورند و در اختیار او قرار دهند. همه اینها ظاهرا بازهم کافی نبود، با سربازان، افسران و فرماندهانی که تجربه جنگ در افغانستان را پشت سر گذاشته بودند، جلسه گذاشت تا بلکه بتواند به درک درست تری از شرایط برسد.
 
تا در نهایت، در حالی که در کنار گورستان مربوط به هزاران نظامی امریکایی کشته شده در جنگ افغانستان، حضور داشت، رییس وستری امریکا از استراتژي تازه اش در باره افغانستان و جنوب آسیا رونمایی کرد.
 
در حال حاضر اگرچه همانند همه دیگر راهبردهایی که تاکنون از سوی سران ایالات متحده در باره مدیریت جنگ افغانستان، تدوین و ارائه شده، هم امریکایی ها و هم مقام های دولت افغانستان، نسبت به پیامدهای مثبت این استراتژی تازه، خوشبین اند؛ اما واقعیت این است که از این زاویه، هیچ پیامدی قابل پیش بینی نیست. حد اقل چیزی که فعلا وجود دارد این است که این استراتژي، مراحل آزمون را پشت می گذارد و روشن نیست که چه پیامد مثبت یا منفی در قبال خواهد داشت.
 
این در حالی است که پیش از اعلام این راهبرد، مقام های سیاسی و فرماندهان نظامی امریکایی، بی محابا از تعبیرهایی مانند «شکست»‌ و «بن بست» در جنگ افغانستان سخن می گفتند و چشم انداز دستیابی به پیآنلاینی را تیره و از دور از دیدرس ارزیابی می کردند.
 
با توجه به این امر و از آنجایی که هنوز نمی توان در خصوص پیامدهای مثبت یا منفی استراتژی تازه و در حال آزمون امریکا در افغانستان، با قطعیت داوری کرد، می توان نتیجه گرفت که پیامد ۱۷ سال مأموریت نظامی امریکا و حاصل طولانی ترین جنگ تاریخ ایالات متحده، دست کم تا این لحظه، چیزی جز «شکست» و «بن بست» نبوده است؛ جنگی که هنوز هم می کشد، ویران می کند، بحران می آفریند و فاجعه خلق می کند.
 
محمدرضا امینی – وستر