وستر – غزنی؛ سقوط در سکوت


غزنی؛ سقوط در سکوت

وزارت دفاع اعلام کرده که حمله گروهی طالبان به شهر غزنی پس از مقاومت شدید نیروهای امنیتی عقب زده شده است.

وزارت دفاع گفته است:”دشمنان مردم افغانستان که می‌خواستند شهر باستانی غزنی را به خاک و خون بکشانند، با مقاومت شدید نیروهای دفاعی و امنیتی مواجه شدند و نتوانستند نقشه ‌شان را پیاده کنند.”

این وزارت افزوده:”دشمنان از شهر غزنی بیرون رانده شدند و حدود ۱۵۰ تن کشته و زخمی  از آنها بجا مانده است. متاسفانه  دشمن در ناحیه چهارم شهر غزنی و مناطق (پی آر تی) در خانه‌های مردم جابجا شده و فیرهای منفرد انجام می‌دهد.”

طالبان نیمه‌های شب گذشته شهر غزنی را از چهار جهت هدف حمله قرار دادند و با نیروهای امنیتی درگیر شدند.

شماری از اعضای شورای ولایتی غزنی پیشتر از احتمال سقوط این شهر به شدت ابراز نگرانی کرده بودند.

اما دولت تاکید می‌کند که نیروهای ویژه امنیتی به شهر غزنی اعزام شده اند و حملات هوایی و زمینی علیه تروریست‌ها ادامه دارد.

 

گزارش وزارت دفاع و تصویری که وزارت داخله از وضعیت امنیتی غزنی ارائه می کنند اما هنوز از سوی منابع محلی، تأیید نشده است. بسیاری از مردم و اعضای دولت محلی می گویند که جنگ در مرکز شهر غزنی جریان دارد و طالبان همچنان به مقاومت در برابر نیروهای دولتی ادامه می دهند.

 

برخی منابع همچنین از عدم اعزام نیروی تازه نفس کافی از مرکز به غزنی، به شدت انتقاد می کنند و می گویند که هسته اصلی مقاومت در این شهر همچنان از سوی نیروهای امنیتی داخل غزنی، اداره می شود.

 

واقعیت هرچه باشد، غزنی به سرنوشت شهرهایی مانند قندوز و فراه، دچار شد. وضعیت کنونی این ولایت، نتیجه سال ها سکوت، سهل انگاری و بی توجهی آگاهانه دولت مرکزی است.

 

به عبارت دیگر، غزنی این آنلاینها تاوان سکوت سنگین و ستمکارانه ای را می پردازد که حکومت مرکزی در قبال وضعیت شکننده آن ولایت اختیار کرد.

 

ولایتی که همه آنلاینه در تقریبا همه ولسوالی های آن، جنگ و شورش و کشتار و ترور جریان دارد، چگونه می تواند به یکباره از چهار سمت، آماج حمله های بی رحمانه و گروهی طالبان قرار بگیرد؛ اما دولت های محلی و مرکزی، همچنان بی توجه به ابعاد خطر، در خواب آرام فرورفته باشند؟

 

این رویداد، دیدگاه های بدبینانه و مبتنی بر سوء ظن برخی منتقدان را تقویت می کند که معتقد اند غزنی، عمدا از سوی دولت مرکزی در تبانی با تروریست های طالبان، به سمت یک ناامنی مدیریت شده و گسترده، هدایت می شود تا روندهایی مانند انتخابات در آن، به طور کامل، تعلیق و تعطیل شود.

 

طرح تعلیق انتخابات پارلمانی و شوراهای ولسوالی در غزنی، پیش از این، از سوی کمیسیون انتخابات به کمیته تصمیم گیرنده ارائه شده است؛ اما به نظر می رسد برای تأیید این طرح، توجیه کافی وجود نداشته است. طالبان اما این مهم را میسر ساختند و با کشیده شدن گستره جنگ از اطراف به مرکز شهر غزنی، اکنون دیگر هیچکس، هوای انتخابات نمی کند. این بار همه باید روی این مهم متمرکز شوند که چگونه می توان از گسترش ابعاد فاجعه، جلوگیری کرد، از خطر سقوط رهایی یافت و زنده ماند!

 

با این وصف، ماه ها سکوت و سهل انگاری و بی تفاوتی در قبال هشدارهای مکرر نسبت به امنیت رو به وخامت غزنی، از سوی دولت مرکزی، بی دلیل نبوده است. غزنی باید دست کم یکبار، شاهد سقوط در سکوت می بود و طالبان تروریست با آرامش و طمأنینه، از چهار جهت، مرکز شهر را آماج قرار می دادند تا این برنامه از پیش تدوین شده، توجیه کافی برای عملیاتی شدن پیدا می کرد که در غزنی، قرار نیست اصولا انتخاباتی برگزار شود.

 

اما هدفی تا این مایه سبک و سطحی و سخیف، چگونه می تواند پرداخت هزینه ای تا این اندازه سنگین و سهمگین و ستمکارانه را توجیه کند؟

 

این تنها در قاموس یک حکومت مردم ستیز و استبدادپیشه، معنا پیدا می کند که برای مبارزه با مشارکت آزاد صدها هزار نفر در یک رقابت سالم و دموکراتیک، حتی از بدترین، خونین ترین و ضد انسانی ترین ابزارها یعنی تروریزم و جنگ و خشونت و هراس و وحشت می توان استفاده کرد، بدون آنکه نگران تبعات و پیامدهای آن برای وضعیت کنونی و سرنوشت آینده امنیت و ثبات و صلح و سیاست و وحدت ملی بود.

 

نرگس اعتماد – وستر