وستر – نامرادی برضد مراد


نامرادی برضد مراد

جنرال مرادعلی مراد؛ معین ارشد امنیتی وزارت امور داخله از سوی اشرف غنی؛ رییس وستری برکنار شده و اختر ابراهیمی؛ فرمانده حفاظت ریاست وستری افغانستان به جای آقای مراد تعیین شده است.

دلیل برکناری آقای مراد تاکنون رسما اعلام نشده؛ اما حدود یکماه پیش شماری از رسانه‌های داخلی گزارش دادند که پس از وقوع انفجار در ورودی مرکز توزیع شناسنامه در غرب کابل که حدود ۷۰ کشته برجای گذاشت، آقای غنی تصمیم گرفت تا مرادعلی مراد را برکنار کند.

در زمان انفجار شمار زیادی از مراجعه کنندگان برای گرفتن شناسنامه در بیرون از ساختمان، در صف ایستاده بودند. گروه تروریستی داعش مسوولیت این حمله را برعهده گرفت.

 

نشر نیوز برکناری او یکماه پیش با واکنش‌های منفی در شبکه‌های اجتماعی رو به رو شد. شماری تاکید کردند که آقای مراد تنها مقصر انفجار در غرب کابل نیست و چرا در رویدادهای مشابه با مقامات عالی‌رتبه نظامی دیگر برخورد مشابه نشده است؟

 

در واقع، حق با مردم بود. جنرال مراد در نهایت معاون وزیر داخله بود؛ نه خود وزیر. از سوی دیگر، اگر انگیزه برکناری او، کوتاهی وی در جلوگیری از وقوع حمله خونین چندی پیش داعش در غرب کابل باشد، چرا فقط او باید تاوان رویدادی را می پرداخت که می تواند چندین مقصر داشته باشد و پای مقام های ارشد امنیتی و استخباراتی در آن، دخیل است؟

 

از جانب دیگر، مشابه رویداد خونین غرب کابل، در طول سال های اخیر، ده ها حمله تروریستی دیگر هم در کابل و سایر شهرهای مهم افغانستان به وقوع پیوسته؛ اما در نتیجه آن، هیچ مقام امنیتی، اینگونه به سادگی، برکنار نشده است.

 

پس واضح است که انگیزه های برکناری آقای مراد، سیاسی است نه کاری و اداری و امنیتی.

 

شاید او به دلیل نسبت قومی و باورهای مذهبی اش همانگونه که از وزارت دفاع به وزارت داخله، منتقل شد، این بار نیز به راحتی از وزارت داخله به یک سمت به مراتب پایین تر، گماشته می شود و این اتفاق، در دولتی که بنیان آن بر قوم گرایی و نگاه قبیله ای به سیاست و امنیت و قدرت، استوار گشته است، تنها در باره یک جنرال چهار ستاره هزاره و شیعه می تواند رخ دهد.

 

این یعنی قربانی یک رویداد امنیتی ضد شیعی و ضد هزارگی نیز باید یک جنرال ۴ ستاره شیعه و هزاره باشد، به این دلیل ساده که چرا از قوم و مذهب خویش به خوبی مواظبت نکرده است!

 

این در حالی است که جنرال مراد، پیش از آنکه یک شیعه و هزاره باشد، یک سرباز فداکار برای سرزمین و وطن اش بود؛ به همین دلیل او را در قندوز و غزنی و فراه بیشتر از بامیان و دایکندی و غور می دیدیم!

 

به هر حال، جنرال مراد رفت؛ مردی که از جنگ قندوز تا بحران امنیتی غزنی و تا گره کور امنیت فراه و… وقتی همه راه ها به بن بست می رسید، نوبت او بود که به عنوان مرد آنلاینهای دشوار، بی هراس و مصمم به جبهه مقدم جنگ برود تا گرهی از کار فروبسته بحران امنیت این مملکت باز کند و راهی در برابر واماندگان قرار دهد.

 

اینکه پس از او چه کسی بهتر و شایسته تر و دلسوزانه تر از جنرال مراد خواهد توانست در آخرین لحظات به داد و درد نیروهای امنیتی و مردم افغانستان در تلخ ترین آنلاینهای تاریخ و در خونین ترین عرصه های نبرد، برسد و درمانی ارائه کند و راهی در برابر شان قرار دهد، پرسش بی پاسخی است که با برکناری ناجوانمردانه او، بدون شک در ذهن بسیاری از سربازان خط مقدم جنگ و مردم و غیر نظامیان قربانی این نبرد بی پایان، خطور خواهد کرد.

 

جنرال مراد رفت در حالی که همانند بسیاری از ارباب سیاست و قدرت، حساب های بانکی خود و فرزندان و بستگانش را از پول های بادآورده بیت المال پر نکرد و با پاسپورت خارجی به کشور دوم اش نرفت تا باقی عمر را در عشرت و امنیت بگذراند؛ بلکه آخرین دغدغه او شکم گرسنه نیروهای مظلوم امنیتی در غزنی بود و شرمسار از اینکه او به عنوان معین ارشد امنیتی وزارت امور داخله نتوانست این مشکل بزرگ را حل کند.

 

جای گام های مصمم این فرمانده دلسوز و دلیر و متعهد و میهن پرست اما برای همیشه روی جاده های دشوارگذار امنیت و جنگ این خاک خون‌نشان خواهد ماند؛ حتی اگر دشمنان خون آشام و رقیبان قبیله پرست و تنگ اندیش اش نخواهند این واقعیت روشن را ببینند و تحمل کنند.

عبدالمتین فرهمند- نویسنده وستر