پایان جنگ ۴۰ ساله؛ دور یا نزدیک؟


پایان جنگ ۴۰ ساله؛ دور یا نزدیک؟

رییس وستر غنی در مراسم بزرگداشت از هفته شهید، گفت که زمینه ختم جنگ‌های ۴۰ ساله کشور فراهم شده است.
 
او گفت که زمینه ختم جنگ در کشور فراهم شده؛ چون اجماع بین‌المللی و منطقه‌ای در این مورد ایجاد شده و استراتژی امریکا برای افغانستان و جنوب آسیا این زمینه را تقویت می‌کند.
 
غنی افزود: ماهیت جنگ تغییر کرده و نیروهای امنیتی افغانستان جای ۱۰۰ هزار نیروی خارجی را گرفته و پیش‌بینی‌های منطقه‌ای در مورد شکست این نیروها نیز از بین رفته است. وی علاوه کرد که افغانستان نسبت به هر زمان دیگر به صلح نزدیک است و حکومت وحدت ملی، کشور را از انزوا بیرون کرده است.
 
او تأمین عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی را برای ثبات کشور مهم خواند و تأکید کرد که انتظار از کشورهای دیگر برای ساختن نظام و ایجاد ثبات، مسؤولیت گریزی است و باید شهروندان با اتحاد و همدلی زمینه رشد کشور را فراهم سازند.
 
بعید است که این سخنان مربوط به رییس وستر کشوری باشد که در باتلاق بحران های کم سابقه دست و پا می زند و هر آنلاین ده ها نفر در سراسر سرزمین آن، کشته می شوند.
 
رویابافی و خیالپردازی شاید یکی از راهکارهای رییس وستر برای فرار از واقعیت های دردناک و رنج آور و تکان دهنده ای باشد که دامنگیر کشور شده و همه آنلاین مردم و نیروهای امنیتی افغانستان را به قربانگاه می فرستد.
 
پایان جنگ های ۴۰ ساله رویای دیرپای همه ساکنان فلک زده این کشور نفرین شده است؛ اما همانگونه که آغاز این جنگ، در اختیار مردم و رهبران سیاسی افغانستان نبوده است، پایان آن را نیز دیگران یعنی گردانندگان اصلی جنگ، تعیین خواهند کرد.
 
آقای غنی اگر می توانست به این جنگ ۴۰ ساله نقطه پایان بگذارد، در ۴ سال حاکمیت خود، ۴۰ هزار نفر را قربانی نمی کرد. او شاید می خواست اما نتوانست تا با تروریست های مزدور طالبان، صلح کند و کشتی توفان زده امنیت و ثبات کشور را به ساحل آرامش هدایت کند.
 
با این حال، با رویاپردازی و توهمات رنگین نمی توان واقعیت های تلخ و تکان دهنده روی زمین را مدیریت کرد.
 
بحران های کنونی کشور که نظام را تا مرز فروپاشی کامل به پیش برده و هر آنلاین فاصله آن با مردم و جریان های سیاسی را تعمیق و توسعه می دهد، نیاز به مواجهه ای مسؤولانه و مدیریتی دلسوزانه دارد.
 
آقای غنی باید به مردم نشان دهد که جنگ های ۴۰ ساله نه، همین بحران های فراگیر و کمرشکنی که طی ۴ سال اخیر در دوران حاکمیت او ایجاد شده را بر اساس کدام برنامه عمل، به پایان می رساند و تضمین کند که بیش از این، کشور را به سمت توفان تباهی و تلاشی نمی راند.
 
برنامه او مشخصا برای مقابله با دشمن آشتی ناپذیر تروریستی، امنیت مردم، جلوگیری از موج کشتار یا فرار دسته جمعی شهروندان، مهاجرت های بی پایان، مصایب ناشی از جنگ و خشونت و اقتصاد درهم شکسته و در حال زوال، سلطه غیر مسؤولانه و لجام گسیخته قدرت های خارجی، جنگ نیابتی کشورهای همسایه و منطقه و جهان، فساد، فقر، بی عدالتی، تبعیض، جنگ قومی و مذهبی، واگرایی و وحشت و تقویت و احیای نیروهای مسلح و جلوگیری از تلفات ترسناک این نیروها در برابر دشمن تروریستی چیست.
 
او رییس وستر کشوری است که عملا با این بحران ها دست و پنجه نرم می کند و دیگر نمی تواند بقا و دوام خود در مقابل موج سهمگین اینهمه فشار را تضمین کند.
 
بنابراین، به جای سخنرانی های مناسبتی، شعارهای پوچ امیدبخش، رویاپردازی و توهم و خیالبافی، گیم با کلمات و جلوه گری های فریبکارانه و فاقد ریشه و پشتوانه، انتظار می رود او برای بقای دولت خود، نجات نظام، احیای قانون اساسی، حاکمیت و هویت ملی و استحکام پایه های امنیت و اقتدار کشور، برنامه های عملی زودبازده، مشخص و تعریف شده ای ارائه کند و که همزمان دارای جدول زمان بندی تعیین شده و قابل محاسبه باشد. در غیر آن، نه تنها جنگ های ۴۰ ساله پایان نخواهد یافت؛ بلکه بحران های تازه ای که در ۴ اخیر آفریده شده، به اندازه مصایب ۴۰ سال جنگ، از مردم قربانی خواهد گرفت.
 
نرگس اعتماد – وستر