پروژه حذف فرماندهان ضد طالبان به هزاره‌جات رسید


پروژه حذف فرماندهان ضد طالبان به هزاره‌جات رسید

مقام‌های محلی در ولایت غور می‌گویند در عملیات بازداشت یک فرمانده ‘خیزش مردمی’ به نام علی‌پور در ولسوالی لعل و سرجنگل این ولایت هفت غیرنظامی و چهار پولیس کشته شدند.
 
گفته شده که نیروهای امنیتی نتوانستند آقای علی‌پور را دستگیر کنند و او با حمایت مردم از محاصره نیروهای امنیتی فرار کرده است.
 
عبدالحی خطیبی؛ سخنگوی والی غور گفت که این فرمانده مسلح از ولسوالی بهسود ولایت میدان وردک به غور آمده بود و عملیات بازداشت او از شهر فیآنلاینکوه مرکز غور و ولایت بامیان راه‌اندازی شده بود.
 
آقای علی‌پور حدود سه سال پیش و در پی کشته شدن شماری از غیرنظامیان شیعه توسط تروریست ها در میدان ‌وردک گروه ‘مقاومت مردمی’ را از میان هزاره‌های این ولایت تشکیل داد.
 
تلاش برای دستگیری فرمانده علیپور اما نخستین رویداد از این نوع نیست. این پروژه پیشتر در سمنگان و فاریاب و بدخشان با دستگیری یا تلاش برای دستگیری فرماندهان عمده ضد طالبان، کلید خورده بود و اینک، دامنه آن به هزاره جات رسیده است.
 
اتهام های وارده بر این فرماندهان، غالبا یکی است: نقض حقوق بشر و آزار و اذیت مردم! واقعیت اما این است که این فرماندهان، چون سدی محکم در برابر توسعه تروریزم قومی عمل کرده و اجازه نداده اند که مردم مناطق محل فعالیت آنها به آسانی قربانی این دژخیم خونخوار برخوردار از حمایت آشکار دست های آلوده تروریست های درون نظام و حامیان منطقه ای و بین المللی تروریزم شوند.
 
امثال فرمانده علیپور که به دلیل شجاعت و دلاوری و ستیهندگی اش در برابر تروریست های خونریز و مزدور به «قوماندان شمشیر» شهرت یافته است، تنها به این دلیل، مورد پیگرد نیروهای وفادار به دولت مرکزی قرار می گیرند که نمی خواهند با پروژه توسعه تروریزم و گسترش ناامنی های مدیریت شده به مناطق تحت نفوذ خود همراه شوند و مردم خویش را بفروشند.
 
این در حالی است که حرکت کسانی مانند قوماندان شمشیر، کاملا واکنشی بوده است. آنها نه در برابر حکومت مرکزی قیام کرده اند و نه حتی یک آنلاین، تفنگ خویش را به سمت حکومت، نشانه رفته اند. آنها زمانی ناگزیر شدند به صحنه بیایند که دیدند حکومت مرکزی، عملا در برابر قتل عام و تصفیه نژادی اقوام دیگر، توسط تروریست های طالبان، سکوت و بی تفاوتی پیشه کرده و در برابر آپارتاید تروریزم طالبانی، از صحنه های نبرد برای حمایت از مردم، به صورت پرسش برانگیزی غایب است.
 
آنها برای دفاع از مردم خود تفنگ برداشتند تا جای خالی امنیت دولتی را پر کنند. بنابراین، حکومت به جای تلاش برای حذف و بازداشت و مهار آنها باید از این فرماندهان شجاع و محبوب و مردمی، سپاسگزار باشد که علیرغم غیبت دولت، همچنان در صحنه مانده اند و با وجود نجات مردم خویش از چنگال تروریزم و توحش طالبانی، مردم را به ماندن در کنار حکومت، ترغیب کرده اند.
 
از سوی دیگر، دولت باید به این پرسش کلیدی و بنیادی پاسخ بدهد که اگر نگران آزار و اذیت مردم توسط فرماندهان محلی است، چرا علیه تروریست های خون آشامی که بیش از دو دهه سرگرم سلاخی مردم با انگیزه های قومی و نژادی و زبانی و مذهبی هستند، اقدامی انجام نمی دهد؟
 
آیا این قوماندان علیپور و نظام الدین قیصاری و… هستند که باید با استفاده از زور نیروهای دولتی، بازداشت شوند یا تروریست هایی که سال هاست آشکارا راه ها را می بندند، مسافران بی گناه را می کشند، زنان و مردان بی گناه را به گلوله می بندند و افغانستان را به جولانگاه خونین و مرگبار خویش تبدیل کرده اند؟
 
آیا تاکنون یک فرمانده طالبان تروریست، به سان نظام الدین قیصاری، بازداشت و محاکمه شده است؟
 
چرا رفتاری که با امثال علیپور می شود با ملا انس حقانی نمی شود؟ چرا فرماندهان مسلح حزب اسلامی، در کمال امنیت و مصونیت، علیرغم امضای موافقتنامه صلح با شرط خلع سلاح، همچنان به زورگویی و جنایت ادامه می دهند و هیچ نیرویی مزاحم آنها نمی شود؟
 
چرا بیش از ۲۰۰ تروریست جنایتکار داعشی با هلیکوپترهای ناتو، تأمین می شوند و با هلیکوپترهای دولتی، از معرکه نبرد، نجات داده می شوند و هیچیک از آنان محاکمه نمی شوند؛ اما فرماندهان دلیر و مردمی، نه تنها از حمایت دولت برخوردار نمی شوند؛ بلکه همه آنلاینه به بهانه های واهی و مضحک، به بند کشیده می شوند؟
 
آیا این همان مبارزه با تروریزمی است که دولت و نیروهای خارجی، شعار می دهند؟
 
دولت مرکزی چه انتظاری از مردم افغانستان دارد؟ آیا توفان خشم و خروش مردم صفحات شمال در اعتراض به بازداشت نظام الدین قیصاری، برای تحقیر و توبیخ حکومت و حامیان خارجی آن، کافی نبود؟!
 
نرگس اعتماد – وستر