گلبدین از سوی چه کسی حرف می‌زند؟



علیرغم واکنش های تند جریان‌های سیاسی، گلبدین حکمتیار؛ رهبر حزب اسلامی گفته است که امریکا و عربستان سعودی با طرح او مبنی بر ایجاد «مناطق امن» برای طالبان موافق اند و ابراز امیدواری کرده که این طرح، از سوی حکومت هم پذیرفته شود.

آقای حکمتیار، آنلاین شنبه (۴ حمل) در یک نشست نیوزی، از طالبان خواست که با مذاکرات بین‌الافغانی توافق کنند، دفتر طالبان در کابل گشوده شود و روی چگونگی ایجاد «ساحه امن» برای رهبران طالبان و خانواده‌های شان در جریان مذاکرات بحث گردد.

رهبر حزب اسلامی گفت که بخش زیاد طرح وی برای گفتگو با مخالفان مسلح از سوی حکومت پذیرفته شده و امیدوار است که ایجاد “مناطق امن” نیز پذیرفته شود.

حکمتیار گفت: “این طرح اکنون در میز رئیس وستر نیز است، در پنتاگون و قصر سفید هم. گفته شد که امریکا و سعودی مشترکأ در این مورد بحث می‌کنند و با این موافق هستند که یک ساحه امن ایجاد شود”.

در این شکی نیست که طرح صلح گلبدین حکمتیار با طالبان، بسیار تهورآمیز، بلندپروازانه و به مراتب بیشتر از پیشنهادات و امتیازات ارائه شده از سوی اشرف غنی، سخاوتمندانه است.

حکمتیار فرای امتیازهای سیاسی، قومی و حقوقی که قرار است به طالبان در چارچوب سازش صلح داده شود، پیشنهاد می کند تا این گروه، بخشی از جغرافیای افغانستان را نیز تصاحب کند.

اگرچه روی کاغذ، رهبر حزب اسلامی تأکید می کند که در «مناطق امن» مورد نظر او، نه دولت و نه طالبان، حضور و سلطه سیاسی، امنیتی و اداری نداشته باشند و این مناطق از جانب افراد و مراجع به تعبیر او «بی طرف» اداره شوند؛ اما از آنجایی که هیچ مرجع بی طرفی در افغانستان وجود ندارد، این تأکید عملا موضوعیت خود را از دست می دهد؛ مگر آنکه منظور گلبدین از مرجع بی طرف، حزب اسلامی به رهبری خود او باشد!

واکنش ها در برابر طرح اولیه این ایده، بسیار تند و شدید بود؛ از عبدالرب رسول سیاف تا یونس قانونی و دیگران، گلبدین را به تلاش برای «تجزیه» افغانستان متهم کردند و این طرح را محکوم نمودند.

با این وصف، رهبر حزب اسلامی امآنلاین یکبار دیگر بر اجرایی شدن این طرح تأکید و ابراز امیدواری کرد که حکومت آن را بپذیرد.

نکته مهم تری که از سوی او مطرح شد این بود که این طرح اکنون روی میز اشرف غنی است و پنتاگون و کاخ سفید و دربار سعودی هم درباره آن، بحث کرده و با آن موافق اند.

این به معنای آن است که حکمتیار نه مبدع و مبتکر این طرح است و نه به تنهایی برای اجرایی شدن آن، مبارزه خواهد کرد.

این طرحی خارجی است که به یک معنا، یک پروژه سیاسی تازه و پیچیده برای آینده افغانستان به حساب می آید؛ طرحی که از سوی اتاق های فکر و استراتژیست های پنتاگون و کاخ سفید، ارائه شده و رژیم سعودی و به احتمال قوی، پاکستان هم از آن حمایت می کنند.

حکمتیار بار دیگر نشان داد که برخلاف ژست کاذبی که می گیرد، نه ظرفیت تبدیل شدن به یک زعیم بلامنازع ملی را دارد و نه ایده و تفکر این امر را.

این قدرت های خارجی هستند که همچنان از زبان حکمتیار حرف می زنند و او به نمایندگی از آنها به ایجاد دوگانگی و بحران و تنش در عرصه صلح و سیاست و امنیت افغانستان، اقدام می کند.

آقای حکمتیار از همان ابتدا هم می دانست و با واکنش های بعدی سران سیاسی و جریان های جهادی کشور به وضوح دریافت که این طرح، طرفداری ندارد و نمی تواند عملیاتی شود؛ زیرا نخستین اصل حاکمیت ملی کشور و تمامیت ارضی افغانستان را نشانه گرفته است و این در حالی است که مردم افغانستان، اینهمه قربانی نداده اند تا در نهایت، بخشی از خاک کشور را به یک نیروی مزدور و بیگانه پرست، واگذار کنند تا رژيم هایی مانند پاکستان و عربستان سعودی و… بر آن، اعمال سلطه نمایند.

علیرغم این درک اما او بار دیگر بر عملیاتی شدن آن تأکید می ورزد و به این ترتیب، نشان می دهد که تنها چیزی که برایش اهمیت ندارد، یکپارچگی ارضی، حاکمیت ملی و اقتدار دولت مرکزی افغانستان است.

برای او حتی مهم نیست که طرحی را که دولت و جریان های اپوزیسیون، صریحا رد کرده اند، چرا باید کشورهایی مانند امریکا و عربستان سعودی با آن، موافق باشند؟

در حالی که پاسخ این پرسش، روشن است: منافع، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان، برای آن کشورها اهمیتی ندارد، آنها به دنبال تحمیل سلطه و تأمین منافع خود هستند.